تبليغاتX
نــــفـــحـــــــاتـــــــ
 
   
     
 
 
 

 ((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لربکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

موسسه پنجره در زمستان امسال شروع به برگزاری سلسله جلساتی با عنوان روش شناسی تحقیق در علوم انسانی کرده است.  مدرس این جلسات استاد مصطفی ملکیان هستند. در آستانه میلاد پیامبر رحمت (ص) نفحات مفتخر است که متن ترم اول از این درس گفتارها را با عنوان "جغرافیای علوم انسانی" ارائه کند. این متن با تلاش م.ا.محب علی و م.مختاری نگارش و ویرایش شده است. امید است که پژوهشگران و محققان علوم انسانی استفاده لازم را برند. به امید خداوند متن ترم های آینده نیز به همین شکل در دسترس مخاطبان فرهیخته قرار خواهد گرفت. فایل Pdf+ مقاله را از اینجا دریافت کنید:

روش تحقیق در علوم انسانی/ ترم یک جغرافیای علوم انسانی (350 kb)


برچسب‌ها: علوم انسانی, روش شناسی, تحقیق, استاد مصطفی ملکیان
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

بسم  الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین

ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات من رحمته الا فتعرضوا لها


بدون شک هانری کربن(1903-1978)  جزء بزرگترین دین شناسان، ایران شناسان و شیعه شناسان تاریخ دین شناسی ست. او همچنین از اندیشمندان برجسته قرن بیستم به حساب می رود. تلاش های او در کرسی اسلام شناسی مرکز مطالعات عالی دانشگاه سوربن، دانشگاه تهران، انجمن حکمت و فلسفه و.... بر اهل پژوهش آشکار است. نظر به آثار هانری کربن همواره مایه افتخار من به مکتب تشیع بوده است. نه اینکه اثبات حقانیت مکتب حقه شیعه نیازمند سخن کربن باشد، نه اینگونه نیست. اما جذابیت های یک مکتب اینچنینی برای کسی که به نحوی شاگرد مارتین هایدگر بوده است نشان از عمق باطنی این مکتب و یپام آن برای انسان معاصر دارد. برای مثال  کتاب های تاریخ فلسفه اسلامی، ارض ملکوت، مکاتبات با علامه طباطبایی و... هانری کربن را بنگرید.

آری، یونگ، ایلیاده، کربن و دیگر همقطارانشان اثبات کردند خدا نمرده است و انسان همواره با خداست. خدا نیز هیچ گاه انسان را تنها نمی گذارد. یاد جمله الیاده افتادم. روز درگذشت هانری کربن؛ میرچیا الیاده در دفتر خاطراتش در تاریخ 7 اکتبر 1978 نوشت: "هانری زجر نکشید. با صفا و آرامش مرد؛ چه مطمئن بود که فرشته ی نگهبانش او را انتظار می کشد".

 


هانری کربن (سمت چپ تصویر) به همراه کارل گوستاو یونگ (سمت راست تصویر)

در ادامه مطلب فهرستی از آثار کربن که آقای اوگوستن لوپز توپاژاس آماده کرده اند را آورده ام. همچنین فایل +pdf این فهرست را از اینجا دریافت کنید:

فهرست آثار هانری کربن (350 kb)

چاپ این صفحه




برچسب‌ها: اسلام, ایران, شیعه, ایران شناسی, هانری کربن
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85) ادامه مطلب ... | 
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


مکتب تفکیک هرچند با نام بزرگوارانی چون میرزا مهدی اصفهانی و حلبی و  محمدرضا حکیمی پیوند خورده اما اخیرا قرائتی از آن توسط آقای مهدی نصیری و با مجله سِمات ارائه شده است. البته مباحث ایشان به صورت ژورنالیستی و عمومی نقل رسانه ها شده است.

دکتر حسن انصاری پژوهشگر کلام و فرق شیعه (که اخیرا کارهایی هم با دکتر زابینه اشمیتکه در دانشگاه آزاد برلین انجام داده اند) در چند مقاله به نقد و بررسی این مکتب و آراء و اندیشه بزرگان آن پرداخته اند. در این مقاله ایشان به جایگاه لافکری و شهود و وجدان در مکتب تفکیک پرداخته اند.

فایل Pdf+ مقاله را از اینجا دریافت کنید:

فقر فکری مکتب تفکیک (336 kb)

همچنین برای دریافت مقاله فلسفه ستیزی در مکتب تفکیک به اینجا مراجعه کنید.


برچسب‌ها: اسلام, مکتب تفکیک, حسن انصاری
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
  امروز...

آخرین امتحان کارشناسی ارشد.

دلم تنگ شد!

خیلی چیزها نفـــحـــه است. خیلی چیزها. اما حیف که درنمی یابیم و فقط حسرت و افسوس...

راستش نه برای کلاس های ارشد، دلم برای کلاس های کارشناسی تنگ شد!

شهریور 85.

حیاط ساختمان قدیم. پشت صف ثبت نام. دیالوگ با آقای محمدی (مسئول آموزش کارشناسی). آشنایی با علی دماوندی. یادش به خیر. اولین کلاس! خانم مصطفوی. فکر کن! منطق! چقدر هم من منطق دوست!

ادامه دارد...


 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 







فتح الله مجتبایی*، غلامعلی حدادعادل، حجت الاسلام سید محمود دعایی در جایزه فتح الله مجتبایی، شهرکتاب

* هرچند علم دین شناسی در این مرز و بوم سابقه هزار ساله دارد ( از ابوریحان و....) اما فتح الله مجتبایی اگر پدر علم ادیان آکادمیک در ایران نباشد، پدر خوانده آن هست! خداوند حفظش کند.

برچسب‌ها: ادیان و عرفان, دانشگاه, فتح الله مجتبایی, سید محمود دعایی
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 


((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


امید است این آخرین پست از سنت امتحان نگاری نفـــحـــاتــــ باشد.

با عرض پوزش از مخاطبین غیرهمکلاسی.

در مورد جزوه هم متاسفانه مجال تکمیل و ویرایش این جزوه را نیافتم..

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/ آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد!

فایل word * را از اینجا دریافت نمایید. (kb80)


* پس از 30 بار تلاش موفق به آپلود شدم!


برچسب‌ها: ادیان و عرفان, دانشگاه تهران, تاریخ تصوف, دکتر جوانی, امتحان
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)


برچسب‌ها: اهل بیت, امام رضا, ع, شهادت
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

در ادامه سنت امتحان نگاری، جزوه مسیحیت دکتر علمی در مقطع کارشناسی ارشد را در وب قرار می دهم. البته فکرکنم این جزوه علاوه بر همکلاسی ها به کار دیگر دوستان و علاقه مندان مسیحیت نیز خواهد آمد.

تاخیر هم به دلیل آماده سازی و ویراش این جزوه بود.

امید است به کار آید.

یا علی

م.ا.محب علی

فایل pdf+  را از اینجا دریافت کنید. (461kb)

فایل rar (حجم کمتر) را از اینجا دریافت کنید. (340kb)

چاپ این صفحه



برچسب‌ها: ادیان, مسیحیت, عیسی, دانشگاه, دکتر علمی, امتحان, جزوه
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


فکر کنم در این 5 سال او در باب امتحانات چیزی در نــفـــحـــاتـــ ننگاشته ام، اما این بار امر دوستان را اجابت کردم.

دوست گرامی (ع.)* چندی روزی زحمت کشیدند و خلاصه ای از چندین کتاب را برای امتحان ایران باستان کارشناسی ارشد ادیان و عرفان آماده کردند. امید است که دوستان را به کار آید.

البته یادآور شوم که این خلاصه اشاره وار است. همچنین متناسب با سبک شاعرانه مانی وار گنوستیک* ایشان.

به امید موفقیت همه دوستان در این آزمون و آزمون های دیگر زندگی.

فایل را از اینجا دریافت کنید.

م.ا.محب علی


* مراد علیه السلام نیست! مختصر نام ایشان است.

* البته به ریشه های غیر گنوسی اندیشه مانی تا حدی واقفم! آن کس که تاج  گل.....


برچسب‌ها: ایران باستان, زرتشت, مانی, ادیان, عرفان, دانشگاه, دکتر زروانی, امتحان
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 


((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


گذشته از بحث تشیع یا تسنن بزرگان عرفا و صوفیه چون حافظ، مولوی، سعدی و...  و یا بحث دیگری که آنان را سنیان متشیع می خواند؛ ارادت ویژه عرفا و صوفیه به اهل بیت (ارادتی که متفاوت از محبت مألوف اهل سنت به اهل بیت است) واضح و مبرهن است.

امروز اربعین سید الشهدا (ع)، به مقاله ای از دکتر سید سلمان صفوی با نام "امام حسین (ع) از نظر مولوی برخوردم که به نظرم مفید است.

فایل +Pdf مقاله را از اینجا دریافت کنید.

البته پوزش می طلبم که اخیرا راه نقل قول را پیش گرفته ایم.

همچنین بنگرید به: چه وصفت کند سعدی نا تمام(پیامبر اعظم (ص) در بوستان سعدی)


برچسب‌ها: امام حسین, اربعین, عرفان, تصوف, مولوی
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
  با سلام.

در ماه صفر و نزدیک به اربعین حسینی هستیم. مقتلی که ابوریجان به صورت مختصر در آثار الباقیه نقل می کند را به صورت +Pdf در لینک زیر قرار داده ام. امید است استفاده فرمایید.

فایل را از اینجا دانلود کنید.

التماس دعا



برچسب‌ها: امام حسین, عاشورا, مقتل, محرم, صفر, ابوریحان بیرونی, آثار الباقیه
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
  نام: ...

نام خانوادگی:....

رشته کارشناسی: مهندسی مکانیک، IT، برق!!!

کارشناسی ارشد: ادیان و عرفان، فلسفه، تاریخ، ادبیات.

نیازی نیست که به نقد نظام آموزشی کشور بپردازم چون در حال حاضر نظام آموزشی نداریم! چند دانشگاه داریم البته اگر بتوانیم نام دانشگاه بنهیم!

در این نوشتار به اختصار نقد دانشجورا می کنیم. البته درست است که ریشه در نظام آموزشی باید جستجو شود اما نظر این است که نظام آموزشی به معنی حقیقی نداریم. (یاد اصلاح نامهای کنفسیوس افتادم! خدایش بیامرزاد)

آقای یا خانم X!

روی سخن با شماست. شما که انقدر باسوادی! اینقدر می فهمی! اینقدر رشته با کلاس خوندی! مهندس جان! چه شد که هوای علوم انسانی کردی؟

درد معنا داشتی؟ به دنبال حقیقت بودی؟ به دنبال آن بودی؟ از فنی و مهندسی خسته شدی؟ یا هزار دلیل دیگر؟

مهندس جان! علوم انسانی که زنگ تفریح نیست! شغل که داری، کلاس که داری، سواد هم هیییییی...

درد معنا داری؟ چند راه داری:

الف. هیئت

ب. سخنرانی مذهبی

ج. جلسات حافظ خوانی

د. کلاس های مهندس طاهری یا ایلیا م رام ا...!

مهندس جان! علوم انسانی که قلیان نیست هر وقت خواستی چاق کنی و حالی ببری و بعد هم هیچ...

درسته که انگار هیچ کسی متولی این علوم نیست اما وا.. با.. علوم انسانی علمه! روش دارد، اصول دارد، باید پوست بندازی تا بفهمی! هرچی فکر کنی سخته سخته سخته.

مهندس با 32 واحد به درجه کارشناسی ارشد نائل می شی و بعدشم دکترا ان شاءا... . بعد هم...

اما مهندس علوم انسانی اینی که من و تو می خوانیم نیست!

منشور کوروش دیدی، حس وطن پرستی بهت دست داده، از شیمی پا شدی اومدی تاریخ؟؟؟؟؟!!!!!!

الهیات! سخنرانی دکتر شریعنی شنیدی در تاکسی؟ حس سوربن!

ادبیات هم فقط مشاعره نیست!

شکر خدا به دلیل تنبلی ما علوم انسانی هابا 30% زبان رتبه می یاری و قبولی روزانه!

مهندس! حوصله و مجال سخن بیش از این نیست. اما تو رو به هر چی دوست داری اگر واقعا دغدغه علم و پژوهش نداری نیا اینجا. علوم انسانی خیلی جدیه. خیلی!

مهندس! علوم انسانی به اندازه کافی دشمن دارد در این کشور، جان عزیزت تو دیگر نه...

مهندس عیسی به دین خود و موسی به دین خود!

مهندس جان رو سر بنه به بالین....


برچسب‌ها: علوم انسانی, ادیان و عرفان, فلسفه, دانشگاه
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

گاهی باید نوشت! از سر درد.

چندی  پیش شندیم که دکتر اعوانی جای خود را به یکی دیگر از استادان داده اند. خوب پویایی در این حوزه ها همیشه نیاز بوده و مدریان باید جایگزین شوند. اما چند لحظه پیش نام رییس جدید موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه را دیدم. دکتر عبدالحسین خسروپناه. این روایت را در اینجا یافتم. دوستان که فهمیدند چرا از سر درد که هیچ اما آنان که متوجه نشدند نگاهی به آثار علمی دکتر اعوانی و دکتر خسروپناه بیندازند تا درد مشترک داشته باشیم.

خوب خواندید حالا:

همراه شو عزیز! همراه شو عزیز!

کین درد مشترک

هرگز جدا جدا

درمان نمی شود!

نه!  نیازی نیست.

انتظار خبری نیست مرا.

خوب برگردیم به رزومه کاری. مولوی فرماید:

آن یکی پرسید اشتر را که هی

از کجا می آیی ای فرخونده پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو!

خدایش بیامرزد که سخن از زبان ما گفته است.

بحث بحث اسلامی کردن علوم انسانی است. من نیز بدون تعارف موافقم. اما راهکار آیا این است؟

آیا ما تا قرائت درستی از علوم انسانی غربی نداشته باشیم می توانیم علوم انسانی به روایت اسلامی را عرضه کنیم؟ و الله اعلم.

حال موسسه فلسفه کجاست؟

آدرسش را که از سایت موسسه بیابید. آنچه من یادم است ولیعصر، خیابان نوفولو شاتو، کوچه آراکلیان.

اما انجمن مکانی بود که در سال 1353 به همت سید حسین نصر و برخی از افراد حکومت پهلوی دایر شد.

این انجمن (که به موسسه تغییر نام داد.) همواره محل رفت و آمد بزرگان فلسفه، حکمت، دین شناسی، عرفان، کلام و دیگر علوم انسانی و اسلامی بود. البته گرایش غالب با تفکر سنت گرایان و جاویدان خرد بوده که خود شبه روایتی اسلامی از علوم انسانی و به نحوی منتقد علوم اسلامی به روایت غرب است.

 تاریخچه انجمن را اینجا بخوانید.

بزرگانی چون هانری کربن، ویلیام چیتیک، آیت الله محقق داماد، دکتر دینانی، دکتر اعوانی، دکتر عالیخانی و... در انجمن حضور داشته اند.

حال در یک فرآیند این موسسه تغییراتی اساسی کرده و یک روحانی جوان و احتمالا جویای نام این سمت را بر عهده گرفته. ضمن آرزوی موفقیت برای ایشان تسلیتی به همقطاران خود عرض می کنم. ما را در غم خود شریک بدانید. شاید یکم تند روی کنم اما توصیه می کنم گزارش تصویری مراسم تودیع را در کنار این عکس از اعضا و مدیران انجمن ببینید.


این نکته را عرض کنم که من مخالف استفاده از نیروهای متعد و جوان د حوزه علوم انسانی نیستم که هیچ، شدیدا هم موافقم اما آیا دکتر اعوانی متعهد نبودند؟ آیا در این مدیریت به تجربه نیاز نیست؟ آیا دکتر خسروپناه برای مدیریت پژوهشگاه مناسب تر نیستند؟ آیا از میان اعضای جوان تر انجمن نمی توان مدیری انخاب کرد؟

آیا حتی در صورت نیاز به تغییر نمی توان از یک روحانی دیگر استفاده کرد؟ نه از ایشان که از منتقدان شدید جاویدان خرد هستند و من خودم انتقاد نه چندان پرمبنای ایشان را در دانشکده فنی دانشگاه تهران دیدم.

بگذریم...

من هموراه به دوستان تاکید کردم که مد نظر داشته باشیم که بسیاری از علوم انسانی غربی و نظریه بزرگان این علوم در بافتاری مسیحی - غربی یا سکولار-غربی و یا بافتار هایی از این دست پروش یافته و نمی توان آن را به تمامه برای جامعه ایران تجویز کرد. بومی سازی علوم ضرورتی ست اجتناب نا پذیر اما اسلامی کردن علوم انسانی باید بر مبنای آکادمیک باشد تا مقبول جهانیان افتد و گرنه چیزی نیست جز محصور کرن جامعه علوم انسانی کشور در معیاری منحصر به فرد.

افسوس...

التماس دعا

یا علی


 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

رشته مطالعات ادیان هرچند در جهان غرب به صورت آمادمیک مثل دیگر علوم انسانی دیر متولد شد اما زود جای خود راباز کرد. در بسیاری از دانشگاههای معتبر دنیا از Soas گرفته تا هارواد و آکسفورد و دانشگاه آزاد برلین و سوربن و... به نامهای نزدیک به هم و رویکرهای مختلف کرسی های ادیان رشد و نمو کردند. ایران اسلامی هرچند که به یک معنا در رویکرد شبه آکادمیک ( در تعریف مدرن) با بزرگانی چون ابوریحان سرآغاز ادیان تطبیقی است اما این رشته به صورت مستقل در سالیان اخیر در دانشگاهها قوت یافت. البته نه به صورت امتداد یک سنت مطالعاتی ایرانی بلکه به عنوان ترجمانی از دین شناسی آکادمیک غرب. پیش و پس از انقلاب اسلامی بزرگانی چند درحوزه ادیان قلم زدند. از سید حسن تقی زاده و محمد محمدی گرفته تا عبدالحسین زرین کوب و  فتح الله مجتبایی و مجتهد شبستری و  دیگر استادانی که خواه در گروه ادیان و خواه گروههای تاریخ، ادبیات، فلسفه و.. با رویکرد علمی به مطالعات ادیان یا مطالعات اسلامی و عرفان پرداختند.

پس از انقلاب مراکز اصلی دانشگاهی ادیان دانشگاههای تهران، مشهد، تبریز، کاشان و سمنان بودند که در دوارن اخیر دانشگاه ادیان و مداهب به آنها اضافه شد. البته مراکزی چون گفتگوی تمدن ها و گفتگوی ادیان و دایرة المعارف ها و بنیاد های ایران شناسی و علوم انسانی نیز در این حوزه قدم هایی برداشته اند.

ضمن قدردانی از تمام بزرگوارانی که در حوزه مطالعات ادیان زحمت کشیده اند می خواهم انتقادی کوتاه به شرایط موجود مطالعات ادیان کنم.

هرچند در طی  این سالیان زحمات بسیاری توسط دلسوزان اندیشه و فرهنگ صورت گرفته اما در هیچ یک از حوزه های تالیف و ترجمه کتاب و مقالات علمی و پژوهشی و دیگر حوزه ها در حد و اندازه هایی که باید نبودیم. این مشکل را می توان به کل علوم انسانی کشور تعمیم داد که در این مقام بحثش نیست.

ما در این حوزه حتی ترجمه های  کم داریم چه رسد به تالیفات ارزشمند.

خبری از سمینارهای تخصصی در این رشته نیست. استادان گویا بی حوصله کنار کشیده اند و دانشجویان افسرده تر از همیشه به فکر شغلی برای آینده هستند. شغلی که ربطی به رشته شان نخواهد داشت! مجله های تخصصی ادیان بسیار کم هستند و آنچه هست کم بار است. در عرصه های جهانی هیچ نامی ازدانشگاه های ایران نیست و سخنی در دین شناسی زده نمی شود.

نمک نشناسی است که در این میان دوباره ذکر خیری از استادان گرامی ادیان نکنم. شاید در یک تقسیم بندی ساده باید سه دسته استاد ذکر کرد:

یک دسته از استادان گرامی واقعا دانش بالایی دارند و تالیفاتی هم دارند که به دلیل کمبود امکانات (!) یا عدم توجه کافی به این رشته نتوانسته اند آنچنان که باید در این حوزه فعالیت کنند.

دسته دوم استادانی که دانش کافی ندارند اما ادعایی هم ندارند. این دسته از استادان هرچند دانشی ندارند اما قابل تحملند. البته  این دسته نادرند.

دسته سوم که حجم کمی هم نیستند استادانی هستند که هرچند بهره ای از دین شناسی ندارند اما خود را در سطح ماکس مولر می پندارند.

ادامه دارد...

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 


((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))


تفکر رایج در غرب مهد تمدن را بین النهرین و تمدن های موجود میان دو رود می داند. اما آیا مردم در مکان های دیگر دنیا در انجماد بودند؟ 
بررسی های تاریخی، اجتماعی، دین شناسی نشان ازتمدن های با سابقه ای در جای جای جهان می کنند.

یکی از این تمدن های متفاوت سرزمینی است که ما امروز چین می خوانیم.

این سرزمین برای خود به دور از بین النهرین دین و تمدن و فرهنگ خاص خود را داشته که نه آریایی بوده و نه بین النهرینی و نه مصری!

هنگامی که تاریخ چین را می خوانیم بزرگی های این تمدن ما را به شگرف می آورد.

حال در رشته خود وقتی به سراغ این تمدن می رویم چه می یابیم؟

دو دین بزرگ در سرزمین چین  ( اگر مجاز به کاربرد چنین واژه ای در چین باشیم!) یکی مکتب کنفسیوس و دیگر مکتب دائوییسم هستند.

از آغاز مطالعه ادیان خاور دور همواره حکیمان دائویی برای من شگفت آور و راز آمیز بودند. لائوزی (=لائو تزو، لائوتزه، لائو تسه) و کتابش دائو ده جینگ (=تائو ته چینگ) برای من بیش از هر کتابی در خاور دور جذاب بود. در مقاله زیر به مقدمه ای در باب این حکیم و کتابش پرداخته ام.

با این حدیث از پیامبر اعظم (ص) به سراغ مقاله می رویم:

اطلبوا العلم و لو بالصین.

مقاله را از اینجا دانلود کنید. 

پست های دیگر ادیان چین در این وبلاگ را اینجا و اینجا بخوانید.

از آنجا که مقاله چاپ نشده است از نقل مطلب خودداری فرمایید.


برچسب‌ها: ادیان چینی, لائوتزو, لائوزی, چین, فلسفه, دائو د جینگ, تائو ت چینگ
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

به نام خدا


سالیان پیش وبلاگ نویسی رونق بسیاری داشت، با رهیافت جامعه شناسانه شاید یکی از دلایل کم رونقی به وبلاگ ها (مراد همانند بلاگفا، بلاگ اسپات و... است) شبکه های اجتماعی باشد. این شبکه ها که ویژگی های بسیار جذابی دارند به تدریج عرصه را برای وبلاگ نویسی تنگ کردند هرچند کاربری آنها تا حدودی متفاوت است.

شاید یکی ار دلایل این اوضاع نفـــحـــات همین شبکه های اجتماعی به علاوه سستی نویسنده (یا نویسندگان!)آن باشد.

در این ایام که امتحانات نزدیک می شود من به یاد وبلاگ نویسی می افتم. قصد دارم چند مقاله کلاسی را اندک اندک در این وبگاه قرار دهم باشد به کار آید.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 
هوالحی الذی لایموت


در شبستانهای تاراندود این معبد
گرچراغی برنمی افروزی ای زائر
کورسوی شمع نذر رفتگان را پا منه برسر
به یاد استاد انوشه روان
محمود روح الامینی
 عکس را  سال 1386 در منزل استاد از ایشان گرفتم.
 تقدیم شد.

استاد محمود روح الامینی درگذشت.

متن بالا از اشعار استاد روح الامینی است که استاد ابراهیم موسی پور فرستادند.

ما نیز یاد این استاد فقید را گرامی می داریم و فقدانش را به جامعه علمی کشور تسلیت عرض می نماییم.

برای خواندن شرحی درباره استاد بنگرید:

http://fa.wikipedia.org/wiki/محمود_روح‌الامینی

 ساعتی پیش نیز خبر درگذشت استاد گرامی ایرج افشار را شنیدیم. ایرج افشار مردی بود که هر کس سراغی از فرهنگ، ادب، هنر، تاریخ و... ایران گرفته باشد به نسخه شناسی و کتاب شناسی او برخورده است.

روح هر دو بزرگوار شاد، یادشان گرامی. خدایشان بیامرزد.

 

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

مکتب شیعه یا خواص یکی از دو شاخه اصلی تقسیمات اسلامی است.

سابقه تفکر نظری و الهیاتی شیعه را باید به حضرت صادق (ع) برگرداند. هرچند شکل گیری گروه شیعیان به پیش از اینها باز می گردد.

این مکتب در طی سالیان آثار و اندیشه های بسیاری داشته است. از شیخ مفید تا صداری شیرازی و معاصرین ما.

فقه٬ کلام٬ فلسفه٬ عرفان و.. عرصه های این اندیشه دینی است.

مقاله ذیل نوشته آقای حسن انصاری در باب مکتب تفکیک و فلسفه ستیزی است.

هرچند به ظاهر این مقاله در یک موضوع خاص است اما اطلاعات بسیار مفیدی را راجع به مکتب شیعه ارائه می کند که به نظرم هم را خواننده عمومی مفید است هم برای اهالی تحقیق و پژوهش.

این مقاله از سایت کاتبان نقل شده و فرمت HTML برای سهولت خواننده گان تبدیل به +pdf شده است.

امید است خوانندگان فرهیخته نفحات استفاده لازم را از این مقاله ببرند.

مقاله را از اینجا دانلود کنید.

 


برچسب‌ها: مکتب نفکیک, فلسفه, حسن انصاری
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لربکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))


مقاله زیر پراکنده گو یی هایی در باب تاریخ و فلسفه تاریخ است.
این نوشته به درخواست دوستی در چند ساعت نگاشته شده است و ایراداتی دارد، هرچند سعی شده است که تا حد امکان منابع و ارجاعات دقیق باشند.
دیدگاه نویسنده تنها یک رویکرد است و اینگونه فرض نشده که تنها دیدگاه صحیح این است.
امید است دوستان و اهل پژوهش از این نوشتار استفاده برند و نویسنده را از رهنمون ها و نقدهای ارزنده شان محروم نگردانند.
با تشکر.
م.ا.محب علی
فایل pdf+ را از اینجا دریافت کنید.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 



چه مى شود که نيايى به آسمان فردا

چه مى شود که بمانى در آن جهان فردا

چو قصد آسمان کنى امان نخواهد داد

سپاه ظلم زمان بر امام مان فردا

دگر چه ارزشى دارى تو اى سنگ مذاب!

که مى شود رخ نور جهان نهان فردا


هزار ديو، هزار دد، هزار لب سيراب

نداده قطره آبی به کودکان فردا

مگر تو سنگ نیستی؟ پس آب گرد و ببار

ز داغ سروسپیدان، به کاروان فردا

هزار و سیصد و هفتاد و یک طلوع گذشت

دوباره صبح دگر می شوی عیان فردا!


(محب)


آیین های عزاداری برای اهل بیت(ع) در میان ایرانیان بسیار کهن است. این آیین ها که به نظر برخی از صاحب نظران ریشه در ایین های ایران پیش از اسلام (چون اسطوره سیاوش و زریر) دارد در مورد سیدالشهدا(ع) بیشترین نمود را دارد. عزاداری در سوگ آن حضرت در ایران بسیار گسترده است. در هر گوشه ای از ایران فرهنگی، آیین ها و مراسمی در عزاداری آن حضرت برپا می شود، هرچند رسانه و مدرنیزه باعث کمرنگ شدن شیوه های کهن و عرضه مدل های جدید می شوند.

انواع تعزیه خوانی یکی از این شیوه ها هست که شکل هایی از آن در زمان ما نیز هست. (بنگرید: مقاله تعزیه در دانشنامه جهان اسلام و نیز تعزیه و تعزیه خوانی در دایرة المعارف بزگ اسلامی)

یکی از مراسمی که در حال حاضر کمتر دیده می شود، صبح خوانی است. صبح خوانی یک رسم کهن است که در آن یک مونولوگ با خورشید (=آفتاب، صبح) شکل می گیرد. این آیین در اصل به دو نوع تضرع و تهدید صورت می گیرد. در هر یک به نوعی مردم می خواهند مانع طلوع خرشید و صبح شدن شوند. صبح خوانی تضرعی در برخی روستاهای شمال کشور قبل از طلوع افتاب به صورت دسته همخوانی صورت می گرفته است. شعر معروف ((مکن ای صبح طلوع...)) بازمانده این ادبیات است.

شاعر در غزل فوق (به رغم تمام ایرادهای شعری، ادبی و وزنی غزل) سعی کرده که ادبیاتی در این سنت آیینی بیان کند.

م.ا.محب علی


 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 


((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))


تاریخ اجتماعی طی سه دهه گذشته، به اصلی ترین شاخه پژوهش های تاریخی تبدیل شده است. ظرفیت بالای تاریخ اجتماعی در توصیف و تبیین پدیده های فرهنگی و اجتماعی، این رشته را به صورت رشته ای کاربردی در مطالعات علوم انسانی درآورده است. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و بنیاد دایره المعارف اسلامی، در راستای بازاندیشی، بازسازی و تقویت ساختارهای روش شناختی در حوزه علوم انسانی، سلسله سخنرانی ها و میزگردهای تخصصی را برگزار می کنند.

برنامه جلسات را از اینجا دانلود کنید.

برای اطلاعاتی در باب تاریخ اجتماعی بنگرید: مقالۀ  تاريخ اجتماعی رويكردی نوين به مطالعات تاريخي نوشته شده در مجلۀ تاريخ و تمدن اسلامي از دکتر ابراهیم موسی پور در موسی پورنامه

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 



((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))



موسی پورنامه راه اندازی شد.
این وبلاگ توسط محب! در سرور بلاگر گوگل راه اندازی شده است.
موسی پورنامه اطلاعاتی در مورد استاد ابراهیم موسی پور و کتب و آثار ایشان به دست می دهد.
بخش بسیار مفید این وبلاگ قسمت مقاله است. در این قسمت گزیده ای از آثار استاد ابراهیم موسی پور که در طی سالیان در مجلات و دایرة المعارف های مختلف به چاپ رسیده است برای استفاده پژوهشگران و دانشجویان به صورت pdf+ قرار داده شده است.

مقالات درموضوعات مختلفی چون ادیان، عرفان، تاریخ اسلام، تاریخی اجتماعی اسلام و... نگاشته شده است.
شما به دیدن این وبگاه دعوت می کنیم:        www.mousapour.blogspot.com
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 


((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))


جنید بغدادی از بزرگترین عرفای اسلامی قرن سوم بغداد و نماینده مکتب صحو (در برابر مکتب سکر که عمدتاً در خراسان رواج داشته) است. مقاله ذیل مدخل جنید بغدادی دانشنامه جهان اسلام است که به قلم استاد ابراهیم موسی پور نگاشته شده است. مطالعه این مقاله مختصر اطلاعاتی مفید و ژرف به خواننده می دهد و سرآغازیست برای تحقیق بیشتر در مورد جنید بغدادی.

فایل +pdf  مقاله را از اینجا دانلود کنید.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 



((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

 

کتاب ((مقدمه ای بر پژوهش دین عامیانه)) چاپ شد.

این کتاب مجموعه مقالاتی است که استاد ابراهیم موسی پور گزینش و  ترجمه کرده است.

کتاب دین عامیانه اولین اثر منسجم در این رشته کمتر شناخته شده دین شناسی در زبان فارسی است.

دکتر قربان علمی مدیر گروه ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه تهران در آغاز اثر اشاره ای به مطالعات دین عامیانه کرده اند.

در این کتاب مقالاتی از پ.هـ. وریهوف، چارلز هـ لانگ، ویلیم ا. کریستین، ژاک واردنبورگ، رافائل پاتای و تنی چند از دیگر پژوهشگران مطرح در حوزه دین عامیانه گزینش شده است.

((مقدمه ای بر پژوهش دین عامیانه)) در 187 صفحه و به قیمت 3900 تومان توسط نشر جوانه توس به چاپ رسیده است.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 


((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))



پس از چندی کاری مفید در نفحات انجام گرفت.

متن صوتی انجیل متی (یا بهتر انجیل به روایت متی) که استاد موسی پور در اختیار ما گذاشتند را در سایت قرار دادیم.

این متن در اصل برای دانشجویان درس متون ادیان به زبان خارجه 2 ( ترم 8) است، البته امیدورام دیگر دوستان علاقه مند هم بهره ببرند.

لازم به ذکر است که در این بخش باب های 1 تا 8 را قرار داده ام، که دانلود راحت تر باشد.

در ضمن فایل زیپ به صورت mp3 است. حجم فایل هم 20MB است.

فایل را از اینجــــا دانلود کنید.

موفق باشید.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

نفحات...

قرار بود اینجا جای بهتری باشد.

هنوز هم ادامه می دهیم.

توکل بر خدا.


عزیر الدین نسفی (متوفی به قرن 7)  از بزرگان صوفیه جانب الشرقی ست.

در باب مقام مغفول این عارف و نویسنده بزرگ صوفی سخن بسیار است که اندکی پیش( فروردین 87!) مقدمه ای گفته ام. (نک: اینجا )   اما آنچه در این ایام و احوال جای گفتن دارد، رساله ای است از کتاب الانسان الکامل در بیان عشق.

گزیده ای از این رساله ژرف عرفانی را در ذیل آورده ام.

از دوستان گرامی خواستارم این رساله (که دوفصل از آن، یکی در بیان میل و ارادت و محبت و عشق و دیگری در بیان عشق مجازی را آورده ام) را با تعمق و توجه و نیز نیم نگاهی به مقدمه مذکور مطالع فرمایند.

امید است که...(خودتان پر کنید!)



در بیان میل و ارادت و محبت و عشق [رسالۀ هفتم در بیان عشق، فصل اوّل، 161-159]
 بدان _اعزّک الله فی الدارین_ که ذاکران چهار مرتبه دارند: بعضی در مرتبۀ میل اند، و بعضی در مرتبۀ ارادت اند، و بعضی در مرتبۀ محبّت اند، و بعضی در مرتبۀ عشق اند. و از اهل تصوّف هر که را عروج افتاد، در مرتبۀ چهارم افتاد.  و تا ذاکر به مرتبۀ چهارم نرسید، روح او را عروج میّسر نشود. و ما این هر چهار مرتبه را به شرح تقریر کنیم، تا سالکان ذاکر بدانند که هر یک در کدام مرتبه اند.
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85) ادامه مطلب ... | 
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین


یحیی بر او گواهی داد و بانگ زد:

((در باب اوست که گفتم:

آن کس که از پس من می آید،

اینک از من پیشی گرفته است،

چه پیش از من بوده است))

(یوحنا، باب 1، آییه 15/ ترجمه پیروز سیار)

هرچند آنچه از درک مومن مسیحی و نیز محقق ادیان به بر می آید مراد سخن منسوب یحیی که منقول از انجیل یوحنا ست، عیسی مسیح است، لیک مرا باد حدیث ((کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین)) می اندازد.

یا به یاد شیخ شیراز که گفت:

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد(ص)

عیدتان مبارک!

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

به نام خدا

 

 

 

همایش دو روزه این حسین توست

روز دوم:

شب شعر مشق آب

با حضور استاد عبدالجبار کاکایی

و شاعران برگزیده همایش

زمان: سه شنبه ۱۷الی۲۰

مکان: خیابان ۱۶ آذر؛ باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران.

حضور براي عموم آزاد است.

كانون انديشه صفير

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 

به نام خدا

 

 

شبی خواب دیدم که پروانه ام و از گلی به گلی دیگر می پرم.

بی خبر بودم از اینکه جوانگ زه ام.

ناگه برخاستم و باز جوانگ زه شدم.

ولی نمی دانستم که آیا من جوانگ زه ام

که خواب دیدم پروانه شده بودم

یا پروانه ام و خواب می بینم که جوانگ زه شده ام؟


*(( این کتاب بی فایده است))؛ آموزه های جوانگ زه ( چوانگ تزو/ تزه)؛ توماس مرتون؛ ترجمه علیرضا تنکابنی؛ کاروان ۱۳۸۳.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 





از ذکر علی مدد گرفتیم

آن چیز که میشود گرفتیم

در بوته ی آزمایش عشق

از نمره ی بیست صد گرفتیم

دیدیم که رایت علی سبز

معجون هدایت علی سبز

درچمبر آسمان آبی

خورشید ولایت علی سبز

از باده ی حق سیاه مستیم

اما زحمایت علی سبز

شیرین شکایت علی زرد

فرهاد حکایت علی سبز

دستار شهادت علی سرخ

لبخند رضایت علی سبز

در نامه ی ما سیاه رویان

امضای عنایت علی سبز

(مرحوم آقاسی)

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


خوشبختانه خبر رسید که دو تن از کارمندانی که ذکرشان در ذیل رفت قرار است در قسمتهای دیگر دانشگاه (نه اداره امور فرهنگی) جذب خواهند شد. هر چند نقد بر سیاستهای فرهنگی پابرجاست اما از نظر تعدیل نیروها ذکر این نکته ضروری بود.

التماس دعا


 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


نفحات جایی است برای سخن از علم و فرهنگ!

هرچند در نفحات روال بر این نبوده که از مشکلات سیاستهای اجرایی فرهنگ سخن بگوییم اما این بار احساس مسئولیت می کنم که چند خطی بنگارم که تنها نوشته شده باشد!

امروز پس از یک ماه که در سفر بودم به کانون اندیشه صفیر در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران رفتم.

با تجربیاتی که من و دوستان در محیطهای فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه داشتیم باشگاه را بهترین مکان یافتیم. هر چند مدیریت از بالا سختگیریهای غیر موجه می کند اما مدیران باشگاه و کارمندان همگی علاقه مند به برنامه های فرهنگی-دانشجویی هستند و با اغلب عشق و علاقه فعالیت می کنند.

امروز باشگاه دیر باز شد. داخل باشگاه همه غمگین بودند .و گاه مزاحهایی _که همه تلخ خند به همراه داشت_ می کردند. اما غم مشخص بود. سخن از اخراج و رفتن بود هم  جناب مهندس و هم آقای نورایی حرفهایی زدند اما من متوجه نشدم. تا خانم جمشیدی آمدند و کامل بیان کردند.

تعدادی از کارمندان باشگاه اخراج شدند! چرا؟

 چون بودجه نیست!

آقای عبدالمالکی(مسئول انجمن های علمی) که بیش از 15 سال تجربه دارند و واقعاً  به کارشان علاقه دارند.

خانم نایبی(مسئول نشریات)

خانم حسینی (مسئول صدور کارت بین المللی)

خانم جمشیدی(مسئول کانون ها) واقعاً برای ما زحمت کشیدند و در تمامی برنامه های کانون ها به خصوص کانون انیشه صفیر حجم زیادی از کار بر عهده ایشان بود. بعد از آمدن ایشان کانون ها کم کم داشت سر و سامان می گرفت. کانون قرآن، کانون موسیقی و فیلم دوباره داشتند تشکیل می شدند. جلسات منظم شده بودند و به دنبال جشنواره کانون ها بودیم! ( زهی خیال باطل!)

همه اخراج شدند!

اینها فقط اخراجی های بخشی از اداره کل امور فرهنگی است!

تعداد دیگری از کارمندان و کارشناسان اداره کل هم اخراج شدند.

خبر جالب دیگر هم تعطیلی مر کز آموزشهای فرهنگی و هنری دانشگاه تهران (واقع در چهار راه ولیعصر است)  است! این مرکز هم به زودی تعطیل می شود. تمامی کلاسهای زبانهای خارجه، موسیقی، نقاشی، طراحی و دهها کلاس دیگر در این مرکز برگزار می شود.(کم کم باید گفت می شد!)

برای کسی مثل من که در گوشه و کنار دانشگاه بوده است و نیز حتی کسانی که تنها به دانشگاه می آیند و می روند پرواضح است که بهانه  کمیود(نبود!) بودجه بازیچه ای قدیمی است که اگر صادق هم باشد نشان از بی کفایتی مسئولان دانشگاه و متولیان امور فرهنگی کشور(نه همه آنان بلکه کسانی که صاحب قدرت هستند) دارد.

صرف نظر از اینکه اخراج کارمندان (در فاصله زمانی کوتاه پس از انتخابات ریاست جمهوری) چه ضربه ای به ایشان و خانواده هایشان می زند، اینگونه اعمال و کارهای بسیار از این دست عدم توجه کافی مسئولان را به مباحث فرهنگ و اندیشه و دین و نیز ایرادات سیاستهای فرهنگ و اندیشه کشور را می رساند. فرهنگ و اندیشه ای که انقلاب اسلامی ما مولود این زوج است.

فرهنگ و اندیشه ای که دلیل بعثت انبیاء و مایه سعادت انسان است.

به امید اینکه روزی فرهنگ ایرانی -اسلامی باز هم به روزهای اوج بازگردد و شاید حتی از آن فراتر رود.

م.ا.محب علی

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

اوایل اسفند ماه یا شاید اواخر بهمن ماه بود. تازه با وبلاگ نویسی آشنا شده بودم. با وجود انکه سالیان بود که از اینترنت استفاده می کردم اما چیزی زیادی از بلاگ نمی دانستم و برای کارهای ساده زمان زیادی وقت می گذاشتم. در راه اندازی وبلاگ دوستان بسیار کمک کردند.
نام وبلاگ را  erfan-85 گذاشتم تا مکانی باشد که هم کلاسی های من(دانشجویان ادیان و عرفان دانشگاه تهران ورودی 85) مقاله بنویسند. برای همه به تفکیک نام کابری و رمز عبور انتخاب کردم. حتی در این کار هم تمام دقتی که داشتم را به کار بردم.

در ابتدای کار شروع به جستجو در نهج البلاغه کردم این حدیث را نیکو یافتم برای آغازِگفتن:

((تکلّموا تعرفوا٬فانّ المرءمخبوء تحت لسانه))

 (سخن بگویید تا شناخته شوید٬ زیرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.))[ترجمه نهج البلاغه٬محمد دشتی٬حکمت ۳۹۲]
پس از گذشت چند هفته بعضی از دوستان همچون م.شریعتمداری، ف.سرآبادان، م.نصر شروع به بلاگ نویسی کردند. 
بسیار خوب کار می کردیم. بعضی از بازدیدکنندگان مانند ر.کنعانی شگفت زده شده بودند از اینکه آیا واقعاً بچه های الهیات اینقدر فعال شدند!
حدود خرداد ماه بود که تصمیم گرفتم که دامنه ir خریداری کنم.  دیوان حافظ را باز کردم. اسامی زیبای زیادی یافتم. با دوستان مشورت کردم ونام زیبای نفحات انتخاب شد. نامی که در زندگی من تاثیر زیادی گذاشت.
در نفحات گفتگو شد، بحث شد و شاید دعوا شد اما نفحات حداقل برای من پنجره های جدیدی باز کرد به روی تعامل و نگارش.
نفحات  برای من شاید سزرمین کوچکی بود که بی پروا از علایق خود بگویم و بدانم دوستانی دارم که  حرفهایم را می خوانند و نقد می کند. من در نفحات بسیار چیزها یاد گرفتم!
 غیر از دوستان یاد شده تقریباً هیچ کدام دیگر از هم کلاسیها(جز معدود درحد 1 پست) چیزی ننوشتند. با وجود اصرار من. شاید به خاط ایمانشان بوده است و شاید... . 

هر چند نگارندگان اصلی وبلاگ هم انتقاداتی داشتند که نویسندگان را کم کنید و آنانی را که نمی نگارند حذف کنید اما من باز هم امیدوار یود.
اکنون مرداد ماه سال 88 است.حدود 27ماه از آغاز راه گذشته است.
تصمیم گرفتم که تعداد نویسندگان را به همان اصلی ها کاهش دهم به امید اینکه این دوستان یاری فرمایند.
در اینجا پس از گذشت 2 سال و نیم باز هم سخن زیبای امام علی(ع) را تکرار می کنم:

((تکلّموا تعرفوا٬فانّ المرءمخبوء تحت لسانه))

محمد امین محب علی

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

 

   "مخمس شیخ بهایی بر اساس غزل خیالی بخارایی"

بدون شرح!

تا کي به تمناي وصال تو يگانه                        اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه

خواهد که سرآيد غم هجران تو يا نه                 (( اي تيره غمت را دل عشاق نشانه

    جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه))

رفتم به در صومعه عابد و زاهد                          ديدم همه را پيش رخت راکع و ساجد

در ميکده رهبانم و در صومعه عابد                     ((گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد

       يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه))

روزي که برفتند حريفان پي هر کار                      زاهد سوي مسجد شد و من جانب خمار

من يار طلب کردم و او جلوه‌گه يار                      (( حاجي به ره کعبه و من طالب ديدار

          او خانه همي جويد و من صاحب خانه))

هر در که زنم صاحب آن خانه تويي تو                   هر جا که روم پرتو کاشانه تويي تو

در ميکده و دير که جانانه تويي تو                        ((مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو

                 مقصود تويي، کعبه و بتخانه بهانه))

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان ديد                   پروانه در آتش شد و اسرار عيان ديد

عارف صفت روي تو در پير و جوان ديد                      (( يعني همه جا عکس رخ يار توان ديد

                 ديوانه منم، من که روم خانه به خانه))

عاقل به قوانين خرد راه تو پويد                                 ديوانه برون از همه آئين تو جويد

تا غنچهء بشکفتهء اين باغ که بويد                           ((هر کس به بهاني صفت حمد تو گويد

                  بلبل به غزل خواني و قُمري به ترانه))

بيچاره بهايي که دلش زار غم توست                        هر چند که عاصي است ز خيل خدم توست

اميد وي از عاطفت دم به دم توست                           ((تقصير "خيالي" به اميد کرم توست

                      يعني که گنه را به از اين نيست بهانه!))

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

 

میلاد حضرت امیر است. این ایام چیز زیادی برای گفتن ندارم اما از آنجا که بی انصافیست در این ایام سخن از آن حضرت نگفتن! به دنبال مطلب نگاهی به آرشیو کردم و از سال ۸۶ مطلبی آوردم. حتی خودم هم مضمون را به خاطر نداشتم پس پر بی لطف نیست تکرار!


((الحمد لله الذی لا یبلغ مِدحته القائلون)) سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند.(نهج البلاغه٬ تر جمه محمد دشتی٬ خطبه ۱)

میلاد یکی از دلایل خلقت٬ امیر المؤمنین و امام العارفین٬ امام علی(ع) را گرامی می داریم.

نه در اختر حرکت بود نه در قطب سکون     گر نبودی به زمین خاک نشینانی چند

 علی (ع) همان است که پیامبر آفرینش خود و او را از یک نور و یک شجر فرمودند.
علی(ع) همان است که در انجیل "الیا" و در تورات "بریء" و در زبوز "اریّ" و نزد رومیان"بطریسا" و...

نمی دانم از چه چیز علی(ع) بگویم... .

علی(ع) کریم است بر همه حتی...
از علی(ع) چه بخواهیم؟

شاید بهتر باشد بخواهیم آنچه سعدی خواسته است. سعدی استاد سخن در قصیده معروف خود پس از ستایش پیامبر اعظم(ص) و خلفای راشدین به هنگامی که به امام علی(ع) می رسد٬ اینگونه می گوید:

  کس را چه زور و زهره که وصف علی(ع) کند       جبار در مناقب او گفته"هل أتی"

زور آزمای قلعه خیبر که بند او         در یکدگر شکست به بازوی لافتی

مردی که در مصاف زره پیش بسته بود    تا پیش دشمنان ندهد پشت بر غزا

شیر خدا و صفدر میدان و بحر جود      جان بخش در نماز و جهان سوز در وغا

دیباچه مروت و سلطان معرفت     لشکر کش فتوت و سردار اتقیا

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست      ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی(ع)

آری٬ سعدی پس از اینکه مدح مولای متقیان را می کند از آنجا که می داند اهل بیت کریم اند٬ حاجت خود را که شفاعت است از مرتضی(ع) می خواهد. او در ضمن این بیت اعتقاد خود به دو اصل مهم شیعه یعنی شفاعت و عصمت امام علی(ع)(در بیت های بعد از این و در دیگر جایها اهل بیت) را بیان می کند.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) 


انا لله و انا اليه راجعون

این روزها وطن اسلامی نا آرام است. دلایل آن برای همه روشن است، هر چند بعضی از دوستان خود را به خواب زده اند و بعضی دست به تاویلات غریب می زنند.

فاجعه ۲۵ خرداد کوی دانشگاه بسیار دردناک بود. هرچند اخبار ضد و نقیضی می رسد اما آنچه که در صبح ۲۵ خرداد  مشاهده کردم و آنچه از حاضران شنیدم برای من چیزی جز بیزاری از عاملان آن و احساس تاثر بر جای نگذاشت!

تفکری که باعث به وجود آمدن چنین اعمالی می گردد نه تنها بویی از ولایت فقیه و افکار و اندیشه های امام راحل(ره) نبرده، بلکه به کلی از انسانیت به دور است.

بدینوسیله از طرف خود و همفکرانم این فاجعه را به مقام معظم رهبری، امام راحل(ره)، شهدای گرامی و همچنین به محضر حضرت ولی عصر(عج) تسلیت عرض می نمایم و از خداوند متعال هدایت عاملان این فاجعه غیر انسانی را خواستارم.


*.اعلام انزجار آیت الله امجد از حوادث کوی دانشگاه

شعر زیر را تنها به جهت ارتباط آن با ایران اسلامی آورده ام.

 

وطن٬ وطن

نظر فکن به من که من

به هر کجا٬ غریب وار٬

که زیر آسمان دیگری غنوده ام

همیشه با تو بوده ام

همیشه با تو بوده ام

اگر که حال پرسی ام

تو نیک می شناسی ام

من از درون قصه ها و غصه ها بر آمدم:

....

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85) ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) 

 

بی من مرو! 05, 2009 

 

 مقدمه ای بر غزلی از حافظ*

چند و قتی است که دوستان مرا محکوم به قدر نادانستن منزلت حضرت حافظ (علیه رحمة) می کنند، حال که می اندیشم می بینم که شاید در ظاهر حق با دوستان است و من در "نفحات" سخنی از آنحضرت نرانده و شعری از او نخوانده ام. چند روز قبل ناگاه به یاد شعر "کنگره عرش" حافظ افتادم. درست یادم نمی آمد اما چهار بیت را به خاطر آوردم و سپس تطبیق دادم.

واقعا شعر عمیقی است، به قول استاد فاطمی نیا  "در زیر آسمان نظیرش گفته نشده است!!".( البته در مورد اشعار دیگری فرمودند) هر چند اشعار ی با این مضمون در ادب فارسی فروانند و یا بهتر بگویم جوهره ادب عرفانی فارسی همین است. "فراخواندن به استعلا"، "عرشی و ملکوتی شدن"، "آنجهانی شدن" و تعابیری بسیاری که خواننده آشنا به ادب فارسی می داند.

آری در نظر عارف و صوفی جهان محضر خداست. محل عروج است. اگر لحظه ای در این جهان درنگ دارد، اطاعت امر او، پرستش او و عشقبازی با  اوست.

مطیع امر تو ام گر دلم بخواهی سوخت!

عارف اگر در پی روزیست نه از برای روزیست، از آن است که روزی را در عبادت حق بسر برد و بندگی او را کند و فرمانبرداری امر  نبی(ص) را که این تلاش را برابر جهاد دانست.

آری عارف تعلق ندارد به هیچ چیز، هرچند همه چیز با او باشند.

 عارف ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است!

حافظ چه شنیده است در میخانه!

انسان خلیفه الله است، انسان کلیم الله است و انسان حبیب الله است! نشیمن او نه این کنج محنت آباداست!

 مقام در سدره دارد در جوار حق! و در اینجا قدر نبی(ص) را دریاب!(هر چند نتوانی!) که از سدره گذشت و جبریل گذشتن نتوانست.

اگر یک سر مو فراتر پرم

فروغ تجلی بسوزد پرم!

 آخر حق انسان را برگزید!

 فرشته عشق نداند که چیست!

سلطان العشاق عین القضات همدانی در تمهیدات می گوید:

((ای عزیز به خدا رسیدن فرض است و لابد هر چه به واسطه آن به خدا رسند، فرض باشد به نزدیک طالبان. عشق بنده را به خدا می رساند، پس عشق از بهر این معنی فرض راه آمد... .))

"کنگره عرش " شاید ملکوت است. صفیر الهی هر لحظه سالک را می خواند به جایگاه حقیقی خود بازگرد

زیاده سخن راندم. این اندکی از دریافتها من از ابیات آغازین این شعر بود، هرچند واضح است برداشت و دریافت من تنها برداشت ممکن نیست و  دوستان خواننده را  چه بسیار برداشتهای دقیق تر و ظریفتر باشد که امیدورام  در نظرات خود بنگارند.

بیا که قصر امل سخت سست بنیادستغلام همت آنم که زیر چرخ کبودچه گویمت که به میخانه دوش مست و خرابکه ای بلندنظر شاهباز سدره نشینتو را ز کنگره عرش می​زنند صفیرنصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آرغم جهان مخور و پند من مبر از یادرضا به داده بده وز جبین گره بگشایمجو درستی عهد از جهان سست نهادنشان عهد و وفا نیست در تبسم گلحسد چه می​بری ای سست نظم بر حافظ بیار باده که بنیاد عمر بر بادستز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادستسروش عالم غیبم چه مژده​ها دادستنشیمن تو نه این کنج محنت آبادستندانمت که در این دامگه چه افتادستکه این حدیث ز پیر طریقتم یادستکه این لطیفه عشقم ز ره روی یادستکه بر من و تو در اختیار نگشادستکه این عجوز عروس هزاردامادستبنال بلبل بی دل که جای فریادستقبول خاطر و لطف سخن خدادادست
 


*. این مقدمه چندین ماه پیش نگاشته شده بود،  با اندکی تغییر منتشر کردم. 
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) 


آشنایان ره عشق در این بحر عمیق

غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده 


کانون اندیشه صفیر برگزار می نماید: 

 

 

حضور در جلسه برای عموم آزاد است.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) 

 

کانون اندیشه صفیر برگزار می نماید: 

 سومین جلسه از سلسله نشست رهیافت(۲۲/۲/۸۸)

www.nafahat.ir

از تمامی دوستان علاقه مند دعوت می شود که در این نشست حضور به هم رسانند.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) 

 

متن زیر نامه حضرت امام(ره) به همسرشان است که در ساحل لبنان نگاشته اند. شاید برای همچون مایی که ابعاد سیاسی امام بیشتر می دانیم یا بهتر بگویم چیزی از دیگر ابعاد امام(ره) به خصوص سلوک زندگی ایشان نمی دانیم، ادبیات سخن گفتن ایشان با مرحوم همسرشان شگفت انگیز باشد. اما برای کسانی که با ایشان و آراء و عقاید و تالیفات ایشان آشنا باشند آشکار است که جز چنین سخنان لطیف و نغزی از آن حضرت بر نمی آید.

چندی پیش با دوستی  از پاسخ امام به آن خبرنگار در بازگشت به ایران سخن می گفتیم یاد این بیت از حضرت حافظ افتادم:

           غلام همت آنم که زیر چرخ کبود           ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است 

می خواستم در مورد اینکه عارف کامل چگونه است و امثاله سخن بگویم اما این سخنها را برا زمانی دیگر وامی گذارم و شما را به خواندن  متن نامه دعوت می کنم.


  

"همسر عزيزم،
تصدقت شوم، الهي قربانت بروم، در اين مدت که مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذکر شما هستم و صورت زيبايت در آيينه قلبم منقوش است.
عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد؛ ولي به حمدالله تاکنون هرچه پيش آمد، خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم.
حقيقتا جاي شما خالي است، فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف که محبوب عزيزم همراهم نيست که اين منظره عالي به دل بچسبد.
در هر حال، امشب، شب دوم است که منتظر کشتي هستيم. از قرار معلوم و معروف، يک کشتي فردا حرکت مي کند، ولي ماها که قدري دير رسيديم، بايد منتظر کشتي ديگر باشيم. عجالتا تکليف معلوم نيست، اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از اين حيث قدري نگران هستم، ولي از حيث مزاج بحمدالله به سلامت.
بلکه مزاجم بحمدالله مستقيم‌تر و بهتر است. خيلي سفر خوبي است، جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلم براي پسرت [سيدمصطفي] قدري تنگ شده است. اميد است که هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] کاغذي نوشتيد، سلام مرا برسانيد.
من از قبل همه نايب‌الزياره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانيد و به توسط ايشان به آقاي دکتر [علوي] سلام برسانيد. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانيد.
صفحه مقابل را به آقاي شيخ عبدالحسين بگوييد برسانند.
ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله ))

گل by you.

http://www5.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=406323

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


 

!تفلیس/ پارک ...؟/یک روز آفتابی by you.

 

اواخر سال ۸۷ هستیم. داشتم نگاهی به آرشیو می کردم تنها چیزی که می توانم بگویم این است که خیلی گذشت! در مورد گذر زمان آنقدر حرف زده شده که هر چه بگویم در همان کلیشه تکراری قرار می گیرد!

اگر از تعابیر دین شناسانه و نیز تعابیر عرفانی مفهوم زمان( که من نیز چندان از آن نمی دانم) بگذریم، سعدی تعبیر زیبایی از زمان دارد: ((... و دنیا وجودی میان دو عدم.))

اصلاً روز اول دانشگاه را از یاد نمی برم سخت است باور کرد که ترم ۶ هستیم. امسال هم گذشت.

واقعا نمی دانم چه چیزی را باید عید بگیرم! این که زمانی دیگر را نیز از دست دادم؟( اگر با من مشترک هستید و هم درد همه ضمایر را جمع بخوانید!) یا اینکه بر اعمال ناپسند افزوده ام و از حقیقت دورتر شده ام؟ یا اشاید اینکه آنچه را به اصطلاح علم می خوانم را بیشتر فراگرفته و مسئولیت بیشتری بر دوشم است!؟

مطمئنا زاویه خورشید دلیل موجهی برای شادی نیست! تغییر طبیعت و بهار هم هر چند زیبا و جالب است اما به خودی خودی ارزش این سرور را ندارد!

مگر...

مگر همه نشانه هایی باشد برای جمال ( و شاید جلال) و دیگر صفات حق تعالی! حال می توان عاشق همه چیز بود!

به جهان خّرم از آنم که جهان خّرم از اوست       عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست!

عاشق بهار، شکوفه، دشت، خاک، درخت، آسمان، خورشید و زاویه خورشید!

اگر برای شما این چنین است عیدتان مبارک!

...آوا// /Mar 19, 2009 by you.

اصلا قصد نداشتم که قلم فرسایی کنم و ... در همین نگاه به آرشیو (که باعثی بر این سخنان شد) به وصیت نامه شیخ الاسلام شهاب الدین سهروردی( عمربن محمد و نه یحیی بن حبش!) برخوردم. زیبا بود ارزش تکرار را داشت. شاید باعث تحول گردد به احسن الحال!

التماس دعا

                                                                                       

                                                                م.ا.محب علی


"بکوش تا نهانخانۀ دل از غیر خدای خالی داری"

(( ای جویای پویا در راه به سوی خدا، و ای کوشا در طلب، یاد کنم برای تو حقیقت روشنی را که مورد آرزو و اشتیاق خود من است.

اوقات عمر را جدی دار که یاوه در آن نباشد، در حقّی که باطل در آن نیاید.

...از خلق کناره کن مگر اینکه در نماز جمعه و جماعت ایشان را بشناسی.

...سخن بگوی به اندازه نیاز و بیش از نیاز یک لفظ هم میفزای.

...در دانشهای(غیر دینی) اندیشه مکن. در عوض هر چیزی به یاد خدای باش. زمانی که نماز و قرآن ترا خسته کرد، به یاد خدای بازگرد. بکوش تا نهانخانۀ دل از غیر خدای خالی داری. حدیث نفس امّاره را به ذکر مداوم قلب برطرف کن.

...به هنگام خورد و خوراک به یاد خدای باش.

...هنگامی که زهد در دنیا را محقّق در ساختی و آرزویت به فراوانیِ یادِ مرگ کوتاه شد، وسوسه و حدیث نفس اماّرۀ تو اندک می شود.

در سجده و رکوع حضور قلب داشته باش، شادی و انس را در رکوع و سجود بجوی در بند کمال نماز خود باش با حضور قلب و فروتنی در آن جسم و جان، نه در زیاد بودن شمارۀ آن.

پس بشنو، ای برادر، وصیّت مرا و بپذیر مرا تا از گروندگان باشی.))

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

مقاله ذیل تحقیقی است در مورد ایندرا. این مقاله در درس هند ۱ استاد موسی پور به قلم چندی از دانشجویان جهت آشنایی با خدایان هندی به خصوص خدایان ودایی نگاشته شده است.

گستردگی خارق العاده الهیات هندی و نیز ویژگیهای منحصر به فرد هندوئیسم مانع از آن می شود که به سادگی بتوان پژوهشی درخور در باب این دین نوشت. به علاوه اینکه این گروه پژوهشی اولین کار خود را و تنها با گذراندن چند جلسه ادیان هند به انجام رسانده است.

با وجود ایراداتی که در این مقاله است (و تمامی آنها از جانب نگارنده سطور بوده است) این مقاله می تواند سرآغاز پژوهشهای گروهی بیشتر از طرف این دسته از دانشجویان باشد.

و من الله توفیق.

م.ا.محب علی

نویسندگان مقاله:

ز.اصغر

ر.زندی

ط.علیدوست

م.نصر

م.ا.محب علی


ایندرا:

شاه خدایان، خدای آسمان،  خداي باران، خدای جنگ، خدای روشنایی، ایندرا از بزرگترین خدایان هندی است. (ایلیاده، 214 ) با وجود اينكه پرستش ایندرا از ریگ ودا آغاز می شود، اما اسطوره ی ایندرا را می توان عقب تر از ریگ ودا در ارتباط اولین هندو اروپایی ها با زئوس و وتان رهیابی کرد.

متن کامل +pdf  مقاله را می توانید از لینک زیر دریافت کنید.

"ایندرا"

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 

((بسم ربّ الحسین))

 

کانون اندیشه صفیر برگزار می نماید:

 

آموزه های عاشورا  

متن خبر به نقل از توسکا:

نشست آموزه‌هاي عاشورا، يك شنبه 27 بهمن ماه در باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.
بر اساس اطلاعيه منتشر شده از سوي اداره كل امور فرهنگي و اجتماعي دانشگاه تهران اين برنامه به اهتمام شوراي هماهنگي كانون‌هاي فرهنگي هنري دانشگاه تهران و همكاري كانون انديشه صفير به اجرا درمي‌آيد.
نشست آموزه‌هاي عاشورا ويژه بازخواني تحليلي رخداد عاشورا است كه با حضور دكتر حسن حضرتي، دكتر مسعود فكري و دكتر ناصر مهدوي از ساعت 14:30 تا 17:30 برگزار خواهد شد.
لازم به ذكر است همزمان با اين برنامه نمايشگاه عكس عاشورا بر پا مي‌شود.

(توسکا)


*. از آنجا که تبلیغ پوستر ویرایش نشده است دوباره تصحیح می کنم که مکان برگزاری همایش باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران واقع در خیابان ۱۶ آذر است.

*. نام کانون صفیردر این تبلیغ درج نشده است اما در تبلیغات الصاقی آمده است.

*. ورود برای عموم آزد است.

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

 ((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

 تا كجای می برد اين نقش به ديوار مرا/29, 2009

 

هزاره دوم آهوي كوهي
 
تا كجاي مي برد اين نقش به ديوار مرا؟
 
تا بدانجا كه فرو مي ماند
 
چشم از ديدن و لب نيز ز گفتار مرا
 
* * *
لاجورد افق صبح نيشابور و هري است
 
كه در اين كاشي كوچك متراكم شده است
 
مي برد جانب فرغانه و فرخار مرا
 
* * *
اين چه حزني است كه در همهمه كاشيهاست
 
جامه سوگ سياووش به تن پوشيده است
 
اين طنيني كه سرايند خموشيها، در عمق فراموشيها
 
و به گوش آيد از اين گونه به تكرار مرا
 
* * *
 
گرد خاكستري حلاج و دعاي ماني
 
شعله آتش كركوي و سرود زرتشت
 
پورياي ولي آن شاعر رزم و خوارزمي
 
مي نمايند در اين آينه رخسار مرا
 
* * *
 
تا كجا مي برد اين نقش به ديوار مرا؟
 
تا درودي به سمرقند چو قند
 
و به رود سخن رودكي آن دم كه سرود
 
كس فرستاد به سر اندر عيار مرا
 
* * *
 
شاخ نيلوفر مرواست گه زادن مهر
 
كز دل شط روان شنها
 
مي كند جلوه از اين گونه به ديدار مرا
 
* * *
 
سبزي سرو قد افراشته كاشمر است
 
كز نهان سوي قرون
 
مي شود در نظر اين لحظه پديدار مرا
 
* * *
 
چشم آن آهوي سر گشته كوهي است هنوز
 
كه نگاه مي كند از آن سوي اعصار مرا
 
* * *
 
بوته گندم روييده بر آن بام سفال
 
باد آورده آن خرمن آتش زده است
 
كه به ياد آورد از فتنه تاتار مرا
 
* * *
 
كيميا كاري و دستان كدامين دستان
 
گسترانيده شكوهي به موازات ابد
 
روي آن پنجره با زيور عريانيهاش
 
كه گذر مي دهد از روزن اسرار مرا
 
* * *
 
نقش اسليمي آن طاق نماهاي بلند
 
و آجر صيقلي سر در ايوان بزرگ
 
می شود بر سر، چو صاعقه، آوار مرا
 
و آن كتيبه كه بر آن نام كس از سلسله اي
 
نيست پيدا و خبر مي دهد از سلسله كار مرا
 
* * *
 
عجبا كز گذر كاشي اين مزدك پير
 
هوس كوي مغان است دگر بار مرا
 
گر چه بس ناژوي واژونه در آن حاشيه هاش
 
مي نمايد به نظر
 
پيكر مزدك و آن باغ نگونسار مرا
 
استاد شفیعی کدکنی

*.عکس از م.ا.محب علی است. اصفهان/تابستان ۸۷.
 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
 

 

((بسم ربّ الحسین)) 


 

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست! 

  

     باز این چه شورش است که در خلق عالم است

      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین/ بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو /کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب/ کاشوب در تمامی ذرات عالم است

.... ادامه مطلب

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85) ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

ها!علیٌ  بشرٌ کیف بشر!؟

ربُهُ فیهِ تجلی و ظَهَرْ

عید ولایت مبارک!

این هم عیدی نفحات!

به همت باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران و دوستان نفحاتی! 

همه دعوتید:

nafahat.ir

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

 www.nafahat.ir

زرد و سرخ و ارغوانی
                                    برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز

درختان پاییز در خون غنودند
سرودی به یاد بهاران سرودند:
                                   ریخت ز چشم شاخه ها، خون دل زمین چو برگ
                                   از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو برگ    
                                   ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد
                                   آه بهار  آرزو، بر سر ما گذر نکرد

توشه ای از بهاران ندارم
یادگاری ز یاران ندارم
گرد خاموشی و خستگی 
روی قلبم نشسته

همچو خزان خموش و زرد
                                     در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
                                    باز به چشم خسته ام


زرد
و سرخ و ارغوانی              برگ درختان پاییز

می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز...


شعر: امیرحسین سام


*.من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر     من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

*.عکسها از م.ا.محب علی است.کن/ پاییز ۸۶.

www.nafahat.ir

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

                                                          

 


 

 
باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید،
بافته بس شعله ی زر تارِپودش باد
گو بروید، یا نروید، هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت
پست خاک می گوید


باغ بی‌برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصلها، پاییز.

م.امید (مهدی اخوان ثالث)
 

 *. سخنی نیست که نیست!

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)
 
 
   

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

در باب هنر اسلامی و ماهیت  آن سخنانی از آیت الله جوادی آملی و دکتر سید حسین نصر با مقدمه کوتاهی از نگارنده تحت عنوان "هنر اسلامی" و "هنر اسلامی ۲" نقل گردید.(رجوع شود به آرشیو >اسلام) این بار درسومین مقاله از این سلسله، مقاله اي از یکی از بزرگترین شارحان جاویدان خرد و همچنين عاليترين پ‍ژوهندگان هنر اسلامی "تیتوس بورکهارت" به ارمغان آورده ایم.

شاید این مقاله برای کسانی که از نوع نگاه این دسته از محققان آشنایی ندارند چندان با ارزش ننماید. هر چند خوانندگان فرهيخته ما وقوف كافي برديدگاههاي سنت گرايي و جاويدان خرد دارند و  نياز چنداني به توضيحات نيست ليك دوستاني را كه آشنايي چنداني با اين مقولات ندارند  به پايگاه جاويدان خرد ارجاع می دهم. در آینده نیز سعی می گردد که با نقل مقالات و سخنان این پژوهندگان باب آشنایی بیشتر با آنان گشوده گردد. 

 

 

www.nafahat.ir

 عکس:م.ا.محب علی

روح هنراسلامی

نويسنده : تيتوس بوركهارت

مترجم : سيد حسين نصر

نقل از : www.javidankherad.com

گرچه وحدت خود يك حقيقت كاملاً عيني است، به نظر انسان يك مفهوم ذهني و انتزاعي جلوه مي‌كند. اين امر و نيز يكي كه از روحيه و طرز تفكر مردم سامي نژاد برمي‌خيزد علت انتزاعي بودن بودن هنر اسلامي است. اسلام مبتني بر توحيد است و وحدت را نمي‌توان با هيچ تصوير و نمودار ساخت و بيان كرد. لكن به كار بردن تصوير در هنر اسلامي بكلي منع نشده است. در هنري كه اختصاص به امور ديني ندارد مي‌توان از تصوير استفاده كرد به شرطي كه تصوير خداوند و يا صورت پيغمبر اسلام (ص) نباشد.

ادامه مطلب...

 
 
   |    نوشته شده توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85) ادامه مطلب ... | 
 
 
     
 

pctfx3.3

مجله اینترنتی رسانه

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور