X
تبلیغات
نــــفـــحـــــــاتـــــــ - شیخ اشراق
دانشجویان ادیان و عرفان دانشگاه تهران (85) ((ان لربكم في ايام دهركم نفحات من رحمته الا فتعرضوا لها))

 

 

 

“ In the name of God “

 

Offer to: Dr.Bahrainy

 

 

"Shahab al-Din Yahya as-Suhrawardi"

 

was born in 1155 in the town of Suhravard in North-West-Iran and was executed at Age of 36 or 38 in 1191 in Aleppo. He was an Iranian philosopher, a Sufi and the founder of the School of Illumination, one of the most important schools in Islamic philosophy.

 

"Life"

 

     His life spanned a period of less than forty years in the middle of the twelfth century CE. He produced a series of highly assured works that established him as the founder of a new school of philosophy, called the School of Illumination (hikmat al-Ishraq).

 

He learnt wisdom and jurisprudence in Maragheh.

 

His teacher was Majd al-Din Jaili who was also Imam Fakhr Razi’s teacher. He then went to Iraq and Syria for several years and developed his knowledge while he was there.

 

He was executed in 1191 on charges of cultivating Batini teachings and philosophy, by the order of al-Malik al-Zahir, son of Saladin, and sometimes is called Maqtul, the slain

 

 

"Teachings"

 

Suhrawardi was unique in his deep insight into the origins of Iranian and Greek philosophy as well as Islamic teachings. He renewed the Eshraq philosophy which consisted of ancient roots.

 

Also arising out of the peripatetic philosophy developed by Ibn Sina, Suhrawardi's illuminationist philosophy is critical of several of the positions taken by Ibn Sina, and radically departs from the latter through the creation of a symbolic language (which is mainly derived from ancient Iranian culture or Farhang-e-Khosravani) to give expression to his hikma.

 

The fundamental constituent of Suhrawardi’s philosophy is pure immaterial light, of which nothing is more manifest, and which unfolds from the light of lights in emanations through the descending order of the light of ever diminishing intensity; through complex interaction, then in turn give rise to horizontal arrays of lights, similar in concept to Platonic Forms, which govern the species of mundane reality.

 

 

The prime mode of this presential knowledge (al-'ilm al-huduri) is self-awareness, and every being existing in itself, which is capable of self-awareness, is a pure and simple light, as evinced by the pellucid clarity with which it is manifest to itself.

 

The major  portion of al-Sohravardi's writings is devoted to this last stage of rational analysis and systematization, although he sometimes relates his visions. His symbolic narratives in Persian are in some sense a record of these, although in them al-Sohravardi, the author is never explicitly the first person. The narratives have a pedagogic function, and are guides to the kind of experiences to be encountered by the seeker and to their interpretation; indeed a central figure in these narratives is often a guide, the lord of the human species, sometimes though not exclusively identified as Gabriel.

 

Suhrawardi also elaborated the idea of an independent intermediary world, the imaginal world (alam-e-mithal). His views have exerted a powerful influence down to this day, particularly through Mulla Sadra’s adoption of his concept of intensity and gradation to existence, wherein he (Mulla Sadra) combined peripatetic and illuminationist description of reality.

 

He is sometimes given the honorific title Shaykh al-Ishraq or "Master of illumination".

 

Suhrawardi has been called "The Master of Oriental Theosophy”. In his writings, he attempted a synthesis of Zoroastrian, Platonic, and Islamic ideas. The "Orient" of his "Oriental Theosophy" is the symbolic Orient, the East and the dawn as the symbol of Spiritual Light and Knowledge.

 

Suhrawardi taught a complex and profound emanationist   cosmology, according to which all creation is a successive outflow from the original Supreme Light of Lights (Nur al-Anvar).

 

His teachings had a strong influence on subsequent esoteric Iranian thought, and there is a saying that this Oriental Theosophy is to philosophy what Sufism is to scholastic and legalistic theology.

 

We can say that the idea of “Decisive Necessity” is believed to be one of the most important innovations of Suhrawardi in the history of logical philosophical speculation, which has been stressed by the majority of Muslim logicians and philosophers.

 

www.en.wikipedia.com

       www.imamreza.net

     Translated by M.A.Mohebali


 

 

"شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی (شیخ اشراق)"

 

  

او در سال 1155 در شهر سهرورد(مترجم: در اصل سهراوگرد یا سرخاب کرت) در شمال غربی ایران(زنجان) زاده شد و در 36-38 سالگی در حلب اعدام شد. او یک فیلسوف ایرانی و یک صوفی بنیانگذار مکتب اشراق یکی از مهمترین مکتب های فلسفه اسلامی بود.

 

 

"دوران حیات"

 

زندگی او به دورانی کمتر از 40 سال از میانه قرن  12میلادی محدود می شود. او با کارهایی که با جسارت زیاد انجام داد خود را به عنوان بنیانگذار یک مکتب جدید فلسفی که مکتب اشراق(حکمة الاشراق) نامیده شده معرفی کرد.

 

او حمکت و فقه را در مراغه فرا گرفت.

 

استاد او مجد الدین جیلی بود که استاد امام فخر رازی (مترجم: صاحب تفسیر کبیر) هم بود. او سپس برای چندین سال به عراق و سوریه رفت و در حالی که آنجا بود به افزایش علم و دانش خود پرداخت.

 

او در سال 1191 (میلادی) متهم به ترویج و تدریس فلسفه شد و و به دستور ملک ظهیر فرزند صلاح الدین اعدام شد. و یه همین دلیل  گاهی "مقتول" خوانده می شود.

 

 

"تعلیمات"

 

سهروردی در بینش عمیق به نسبت ریشه های فلسفه ایرانی و یونانی و همچنین تعلیمات اسلامی بی همتا بود . او فلسفه اشراق را با ترکیب کردن اصول باستان(ایران باستان) حیات مجدد بخشید. علاوه بر قیام علیه  فلسفه ارسطویی که با ابن سینا گسترش پیدا کرده بود، فلسفه اشراق سهروردی انتقاد بر چندین نظریه که ابن سینا مطرح کرده است، و اساساً برای بیان حکمت خودش با به وجود آوردن زبان رمزی (که عمده آن از از فرهنگ ایران باستان یا فرهنگ خسروی گرفته شده) راه دیگری را می رود.

جزء اصلی تشکیل دهنده فلسفه سهروردی  روشنایی معنوی ناب است، که خیلی آشکار نیست، که از نوری از انوار در تجلی سراسری ترتیب نزولی روشن شونده آشکار می کند از طریق فعل و انفعال پیچیده. سپس در گردش باعث نظم افقی نورها می گردد،  شبیه به مُثل افلاطونی که ناظر بر انواع حقیقت خاکی است. ( مترجم: گویا نویسنده به دمیورژ یا صانع و خیر در نظریه مُثل افلاطون اشاره دارد.)

 

 

با پایه گذاری فلسفه اش بر نور، سهروردی قادر بود که دو مفهوم مهم را مطرح کند، که ممکن است تصور آنچه بنیاد سامانه همگی است باشد: یکی شدت و درجه و دیگری هم حضور و خود اظهاری است. این ممکن است که فلسفه او تجربی به نظر برسد اگر چه مفهوم تجربه محدوده شده نیست در بدست آوردن از راه احساس بلکه در بر گرفتن چیز دیگر شامل تجربه عرفانی است.

 

اسلوب اولیه علم حضوری خود آگاهی است، و هستی فی نفسه زنده است چون مستعد خود آگاهی هست، مطلق و نور ساده است همچنانکه ابزار کردن روشنی  شفاف آن اظهار خودش است.

 

     بخش عمده نوشته های سهروردی به مرحله آخر تحلیل و نظام دهی اختصاص یافته است، اگر چه گاهی اوقات کشفهایش را بیان می کند. داستانهای نمادین فارسی او در بعضی از مصادیق ثبت کردن این کشف ها هستند. هر چند سهروردی در آنها هرگز صریحا شخص اول نیست.  داستانها یک آموزگار عمل دارند، و به نوعی تجربه رویا روی شدن با جستجو کننده و به تفسیر آنها هدایت می کنند؛ به راستی پیکره اصلی در این داستانها اغلب اوقات راهنما است، رب انسان، البته گاهی اوقات منحصرا جبرئیل معرفی شده است.

     

سهروردی همچنین ایده جهان میانجی مستقل(عالم مثال) را استادانه طراحی کرد. دیدگاهها و عقاید او نفوذی قوی را در جهان امروز دنشان داده است، به خصوص از طریق پذیرش  نظریه شدت و سلسله هستی از سوی  ملاصدرا، در مورد جاییکه ملاصدرا فلسفه ارسطویی و شرح اشراق حقیقی را ترکیب کرده است.

 

سهروردی استاد فلسفۀ مشرقی(مترجم: شرق ترجمه ارینت است بهتر بود نویسنده از واژه انتیوشن به معنای اشراق استفاده می کرد.) او در نوشته هایش در ترکیب اندیشه های زردتشتی ، افلاطونی و اسلامی کوشش کرده است. "شرق" در "فلسفه مشرقی" او یک شرق نمادین است، شرق و طلوع(اشراق) نمادی از روشنایی معنوی و دانایی است.

 

آموزه های سهروردی یک تجلی شناسی و جهان شناسی عمیق و پیچیده، بر اساس اینکه تمام خلقت  جریانی پی در پی  از منبع عالی نور نورهاست (نور الانوار) بنا شده است.

 

آموزه های او تاثیری قوی بر اندیشه های رمزی ایرانی پسین داشته است و اینجا یافت می شود که فلسفۀ مشرقی  فلسفه صوفیانه ای است که به سوی فلسفۀ مدرسی و خداشناسی عقلی گرایش دارد.

ما می توانیم بگوییم که عقیده " احتیاج قطعی" که یکی از مهمترین نوآوری های سهروردی در تاریخ منطق عقلی بوده که به وسیله اکثریت فلاسفه و منطق دانان اسلامی تاکید شده است.

 

          " والحمد لله رب العالمین"

    + نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:23  توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)  | 
 
 
 




پیوندهای روزانه


آرشیو موضوعی


برچسب‌ها


نویسندگان


پیوندها







Powered By
www.noorang.com