دانشجویان ادیان و عرفان دانشگاه تهران85
((ان لربكم في ايام دهركم نفحات من رحمته الا فتعرضوا لها))
را از زبان خود مولانا بشنوید که میگوید: سماع چیست؟ ز پنهانیان به دل پیغام حلاوتی عجبی در بدن پدید آید و در غزلی دیگر گوید که: ”آه که این پنجره، هست حجابی عظیم و باز در غزلی دیگر از دیوان کبیر می گوید: سماع از بهر جان بیقرار است مشین اینجا، تو با اندیشه خویش مگو باشد که او ما را نخواهد که پروانه نیاندیشد ز آتش شمس تبریزی هم، که مولانا را به چرخ و سماع واداشت، در تعریف سماع میگوید: آداب سماع چنین بوده که کف دست راست را بسوی آسمان بالا برده و کف دست چپ را رو به جانب زمین پایین میآوردند و در این حال به چرخ زدن میپرداختند. بالا بردن و پایین آوردن دستها را که دست افشانی میگفتند،شیخ سعدی شیرازی بصورت زیر تعبیر و تفسیر کرده است: ندانی که شوریده حالان مست گشاید دری بر دل از واردات حلالش بود رقص بر یاد دوست
دل غریب بیابد زنامهشان آرام
که از نی و لب مطرب شکر رسید به کام
پنجره ای شد سماع سوی گلستان دل
چشم دل عاشقان بر سر این پنجره
رو که حجابی خوش است هیچ مگو ای سره
سبک بر جه، چه جای انتظار است؟
اگر مردی برو آنجا که یار است
که مرد تشنه را با او چه کار است
که جان عشق را اندیشه عارست
تجلی ورویت خدا، مردان را در سماع بیشتر باشد. سماع ایشان را از عالم هستی خود بیرون آورد و به عالمهای دیگر درون آرد و به لقای حق پیوندد. رقص مردان خدا، لطیف باشد و سبک، گوئی برگ است که بر روی آب رود، اندرون کوه و صدهزار کوه، و بیرون چون کاه…»
از شیخ شهاب الدین سهروردی پرسیدند که: رقص کردن به چه آید؟
شیخ گفت: جان قصد بالا کند همچو مرغی که میخواهد خود را از قفس به در اندازد،قفس تن مانع آید. مرغ جان قوت کند، و قفس را از جای برانگیزد. اگر مرغ را قوت، عظیم بود، پس قفس بشکند و خود بپرد. و اگر قوت ندارد، سرگردان شود و قفس با خود بگرداند.
بیش از هزار سال پیش، تعدادی از عرفای بزرگ ما، با شنیدن شعر یا نوای موزون و دل انگیزی منقلب میشدند و به وجد میآمدند و به چرخ زدن و پایکوبی و دست افشانی میپرداختند و گاه از شدت وجد و سماع، دستار (عمامه) از سر میافکندند و جامه بر تن میدریدند. اشک میریختند و دیگر حاضران را به سماع برمیانگیختند و در آغوش میکشیدند یا به آنها سجده میکردند. معروفترین آنها شیخ ابوسعید ابوالخیر بوده که حدود هزار سال پیش در خراسان میزیسته است.
چرا برفشانند در رقص دست
فشاند سر و دست بر کائنات
که هر آستینیش جانی در اوست
| Design By : Night Skin |


