سلوک عارف

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین)) 

 

متن زیر نامه حضرت امام(ره) به همسرشان است که در ساحل لبنان نگاشته اند. شاید برای همچون مایی که ابعاد سیاسی امام بیشتر می دانیم یا بهتر بگویم چیزی از دیگر ابعاد امام(ره) به خصوص سلوک زندگی ایشان نمی دانیم، ادبیات سخن گفتن ایشان با مرحوم همسرشان شگفت انگیز باشد. اما برای کسانی که با ایشان و آراء و عقاید و تالیفات ایشان آشنا باشند آشکار است که جز چنین سخنان لطیف و نغزی از آن حضرت بر نمی آید.

چندی پیش با دوستی  از پاسخ امام به آن خبرنگار در بازگشت به ایران سخن می گفتیم یاد این بیت از حضرت حافظ افتادم:

           غلام همت آنم که زیر چرخ کبود           ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است 

می خواستم در مورد اینکه عارف کامل چگونه است و امثاله سخن بگویم اما این سخنها را برا زمانی دیگر وامی گذارم و شما را به خواندن  متن نامه دعوت می کنم.


  

"همسر عزيزم،
تصدقت شوم، الهي قربانت بروم، در اين مدت که مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذکر شما هستم و صورت زيبايت در آيينه قلبم منقوش است.
عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد؛ ولي به حمدالله تاکنون هرچه پيش آمد، خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم.
حقيقتا جاي شما خالي است، فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف که محبوب عزيزم همراهم نيست که اين منظره عالي به دل بچسبد.
در هر حال، امشب، شب دوم است که منتظر کشتي هستيم. از قرار معلوم و معروف، يک کشتي فردا حرکت مي کند، ولي ماها که قدري دير رسيديم، بايد منتظر کشتي ديگر باشيم. عجالتا تکليف معلوم نيست، اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم، که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از اين حيث قدري نگران هستم، ولي از حيث مزاج بحمدالله به سلامت.
بلکه مزاجم بحمدالله مستقيم‌تر و بهتر است. خيلي سفر خوبي است، جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلم براي پسرت [سيدمصطفي] قدري تنگ شده است. اميد است که هر دو به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي متعال باشند. اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] کاغذي نوشتيد، سلام مرا برسانيد.
من از قبل همه نايب‌الزياره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانيد و به توسط ايشان به آقاي دکتر [علوي] سلام برسانيد. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانيد.
صفحه مقابل را به آقاي شيخ عبدالحسين بگوييد برسانند.
ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله ))

گل by you.

http://www5.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=406323

عیدتان مبارک_"بکوش تا نهانخانۀ دل از غیر خدای خالی داری"

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))


 

!تفلیس/ پارک ...؟/یک روز آفتابی by you.

 

اواخر سال ۸۷ هستیم. داشتم نگاهی به آرشیو می کردم تنها چیزی که می توانم بگویم این است که خیلی گذشت! در مورد گذر زمان آنقدر حرف زده شده که هر چه بگویم در همان کلیشه تکراری قرار می گیرد!

اگر از تعابیر دین شناسانه و نیز تعابیر عرفانی مفهوم زمان( که من نیز چندان از آن نمی دانم) بگذریم، سعدی تعبیر زیبایی از زمان دارد: ((... و دنیا وجودی میان دو عدم.))

اصلاً روز اول دانشگاه را از یاد نمی برم سخت است باور کرد که ترم ۶ هستیم. امسال هم گذشت.

واقعا نمی دانم چه چیزی را باید عید بگیرم! این که زمانی دیگر را نیز از دست دادم؟( اگر با من مشترک هستید و هم درد همه ضمایر را جمع بخوانید!) یا اینکه بر اعمال ناپسند افزوده ام و از حقیقت دورتر شده ام؟ یا اشاید اینکه آنچه را به اصطلاح علم می خوانم را بیشتر فراگرفته و مسئولیت بیشتری بر دوشم است!؟

مطمئنا زاویه خورشید دلیل موجهی برای شادی نیست! تغییر طبیعت و بهار هم هر چند زیبا و جالب است اما به خودی خودی ارزش این سرور را ندارد!

مگر...

مگر همه نشانه هایی باشد برای جمال ( و شاید جلال) و دیگر صفات حق تعالی! حال می توان عاشق همه چیز بود!

به جهان خّرم از آنم که جهان خّرم از اوست       عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست!

عاشق بهار، شکوفه، دشت، خاک، درخت، آسمان، خورشید و زاویه خورشید!

اگر برای شما این چنین است عیدتان مبارک!

...آوا// /Mar 19, 2009 by you.

اصلا قصد نداشتم که قلم فرسایی کنم و ... در همین نگاه به آرشیو (که باعثی بر این سخنان شد) به وصیت نامه شیخ الاسلام شهاب الدین سهروردی( عمربن محمد و نه یحیی بن حبش!) برخوردم. زیبا بود ارزش تکرار را داشت. شاید باعث تحول گردد به احسن الحال!

التماس دعا

                                                                                       

                                                                م.ا.محب علی


"بکوش تا نهانخانۀ دل از غیر خدای خالی داری"

(( ای جویای پویا در راه به سوی خدا، و ای کوشا در طلب، یاد کنم برای تو حقیقت روشنی را که مورد آرزو و اشتیاق خود من است.

اوقات عمر را جدی دار که یاوه در آن نباشد، در حقّی که باطل در آن نیاید.

...از خلق کناره کن مگر اینکه در نماز جمعه و جماعت ایشان را بشناسی.

...سخن بگوی به اندازه نیاز و بیش از نیاز یک لفظ هم میفزای.

...در دانشهای(غیر دینی) اندیشه مکن. در عوض هر چیزی به یاد خدای باش. زمانی که نماز و قرآن ترا خسته کرد، به یاد خدای بازگرد. بکوش تا نهانخانۀ دل از غیر خدای خالی داری. حدیث نفس امّاره را به ذکر مداوم قلب برطرف کن.

...به هنگام خورد و خوراک به یاد خدای باش.

...هنگامی که زهد در دنیا را محقّق در ساختی و آرزویت به فراوانیِ یادِ مرگ کوتاه شد، وسوسه و حدیث نفس اماّرۀ تو اندک می شود.

در سجده و رکوع حضور قلب داشته باش، شادی و انس را در رکوع و سجود بجوی در بند کمال نماز خود باش با حضور قلب و فروتنی در آن جسم و جان، نه در زیاد بودن شمارۀ آن.

پس بشنو، ای برادر، وصیّت مرا و بپذیر مرا تا از گروندگان باشی.))

الهیات هندی- خدایان هندی- وداها- ایندرا

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

مقاله ذیل تحقیقی است در مورد ایندرا. این مقاله در درس هند ۱ استاد موسی پور به قلم چندی از دانشجویان جهت آشنایی با خدایان هندی به خصوص خدایان ودایی نگاشته شده است.

گستردگی خارق العاده الهیات هندی و نیز ویژگیهای منحصر به فرد هندوئیسم مانع از آن می شود که به سادگی بتوان پژوهشی درخور در باب این دین نوشت. به علاوه اینکه این گروه پژوهشی اولین کار خود را و تنها با گذراندن چند جلسه ادیان هند به انجام رسانده است.

با وجود ایراداتی که در این مقاله است (و تمامی آنها از جانب نگارنده سطور بوده است) این مقاله می تواند سرآغاز پژوهشهای گروهی بیشتر از طرف این دسته از دانشجویان باشد.

و من الله توفیق.

م.ا.محب علی

نویسندگان مقاله:

ز.اصغر

ر.زندی

ط.علیدوست

م.نصر

م.ا.محب علی


ایندرا:

شاه خدایان، خدای آسمان،  خداي باران، خدای جنگ، خدای روشنایی، ایندرا از بزرگترین خدایان هندی است. (ایلیاده، 214 ) با وجود اينكه پرستش ایندرا از ریگ ودا آغاز می شود، اما اسطوره ی ایندرا را می توان عقب تر از ریگ ودا در ارتباط اولین هندو اروپایی ها با زئوس و وتان رهیابی کرد.

متن کامل +pdf  مقاله را می توانید از لینک زیر دریافت کنید.

"ایندرا"

آموزه‌هاي عاشورا ( بازخواني تحليلي رخداد عاشورا)

 

((بسم ربّ الحسین))

 

کانون اندیشه صفیر برگزار می نماید:

 

آموزه های عاشورا  

متن خبر به نقل از توسکا:

نشست آموزه‌هاي عاشورا، يك شنبه 27 بهمن ماه در باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.
بر اساس اطلاعيه منتشر شده از سوي اداره كل امور فرهنگي و اجتماعي دانشگاه تهران اين برنامه به اهتمام شوراي هماهنگي كانون‌هاي فرهنگي هنري دانشگاه تهران و همكاري كانون انديشه صفير به اجرا درمي‌آيد.
نشست آموزه‌هاي عاشورا ويژه بازخواني تحليلي رخداد عاشورا است كه با حضور دكتر حسن حضرتي، دكتر مسعود فكري و دكتر ناصر مهدوي از ساعت 14:30 تا 17:30 برگزار خواهد شد.
لازم به ذكر است همزمان با اين برنامه نمايشگاه عكس عاشورا بر پا مي‌شود.

(توسکا)


*. از آنجا که تبلیغ پوستر ویرایش نشده است دوباره تصحیح می کنم که مکان برگزاری همایش باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران واقع در خیابان ۱۶ آذر است.

*. نام کانون صفیردر این تبلیغ درج نشده است اما در تبلیغات الصاقی آمده است.

*. ورود برای عموم آزد است.

تا كجای مي برد اين نقش به ديوار مرا؟

 

 ((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

 تا كجای می برد اين نقش به ديوار مرا/29, 2009

 

هزاره دوم آهوي كوهي
 
تا كجاي مي برد اين نقش به ديوار مرا؟
 
تا بدانجا كه فرو مي ماند
 
چشم از ديدن و لب نيز ز گفتار مرا
 
* * *
لاجورد افق صبح نيشابور و هري است
 
كه در اين كاشي كوچك متراكم شده است
 
مي برد جانب فرغانه و فرخار مرا
 
* * *
اين چه حزني است كه در همهمه كاشيهاست
 
جامه سوگ سياووش به تن پوشيده است
 
اين طنيني كه سرايند خموشيها، در عمق فراموشيها
 
و به گوش آيد از اين گونه به تكرار مرا
 
* * *
 
گرد خاكستري حلاج و دعاي ماني
 
شعله آتش كركوي و سرود زرتشت
 
پورياي ولي آن شاعر رزم و خوارزمي
 
مي نمايند در اين آينه رخسار مرا
 
* * *
 
تا كجا مي برد اين نقش به ديوار مرا؟
 
تا درودي به سمرقند چو قند
 
و به رود سخن رودكي آن دم كه سرود
 
كس فرستاد به سر اندر عيار مرا
 
* * *
 
شاخ نيلوفر مرواست گه زادن مهر
 
كز دل شط روان شنها
 
مي كند جلوه از اين گونه به ديدار مرا
 
* * *
 
سبزي سرو قد افراشته كاشمر است
 
كز نهان سوي قرون
 
مي شود در نظر اين لحظه پديدار مرا
 
* * *
 
چشم آن آهوي سر گشته كوهي است هنوز
 
كه نگاه مي كند از آن سوي اعصار مرا
 
* * *
 
بوته گندم روييده بر آن بام سفال
 
باد آورده آن خرمن آتش زده است
 
كه به ياد آورد از فتنه تاتار مرا
 
* * *
 
كيميا كاري و دستان كدامين دستان
 
گسترانيده شكوهي به موازات ابد
 
روي آن پنجره با زيور عريانيهاش
 
كه گذر مي دهد از روزن اسرار مرا
 
* * *
 
نقش اسليمي آن طاق نماهاي بلند
 
و آجر صيقلي سر در ايوان بزرگ
 
می شود بر سر، چو صاعقه، آوار مرا
 
و آن كتيبه كه بر آن نام كس از سلسله اي
 
نيست پيدا و خبر مي دهد از سلسله كار مرا
 
* * *
 
عجبا كز گذر كاشي اين مزدك پير
 
هوس كوي مغان است دگر بار مرا
 
گر چه بس ناژوي واژونه در آن حاشيه هاش
 
مي نمايد به نظر
 
پيكر مزدك و آن باغ نگونسار مرا
 
استاد شفیعی کدکنی

*.عکس از م.ا.محب علی است. اصفهان/تابستان ۸۷.

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست!

 

((بسم ربّ الحسین)) 


 

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست! 

  

     باز این چه شورش است که در خلق عالم است

      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین/ بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو /کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب/ کاشوب در تمامی ذرات عالم است

.... ادامه مطلب

ادامه نوشته

تفسیر عرفانی غزلیات حافظ

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

ها!علیٌ  بشرٌ کیف بشر!؟

ربُهُ فیهِ تجلی و ظَهَرْ

عید ولایت مبارک!

این هم عیدی نفحات!

به همت باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران و دوستان نفحاتی! 

همه دعوتید:

nafahat.ir

پاییزانه2( زرد و سرخ و ارغوانی)

 

 www.nafahat.ir

زرد و سرخ و ارغوانی
                                    برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز

درختان پاییز در خون غنودند
سرودی به یاد بهاران سرودند:
                                   ریخت ز چشم شاخه ها، خون دل زمین چو برگ
                                   از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو برگ    
                                   ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد
                                   آه بهار  آرزو، بر سر ما گذر نکرد

توشه ای از بهاران ندارم
یادگاری ز یاران ندارم
گرد خاموشی و خستگی 
روی قلبم نشسته

همچو خزان خموش و زرد
                                     در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
                                    باز به چشم خسته ام


زرد
و سرخ و ارغوانی              برگ درختان پاییز

می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز...


شعر: امیرحسین سام


*.من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر     من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

*.عکسها از م.ا.محب علی است.کن/ پاییز ۸۶.

www.nafahat.ir

پاییزانه1 (آسمانش را گرفته تنگ در آغوش)

 

                                                          

 


 

 
باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید،
بافته بس شعله ی زر تارِپودش باد
گو بروید، یا نروید، هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت
پست خاک می گوید


باغ بی‌برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصلها، پاییز.

م.امید (مهدی اخوان ثالث)
 

 *. سخنی نیست که نیست!

جاویدان خرد1 (روح هنر اسلامی) هنر اسلامي 3

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

در باب هنر اسلامی و ماهیت  آن سخنانی از آیت الله جوادی آملی و دکتر سید حسین نصر با مقدمه کوتاهی از نگارنده تحت عنوان "هنر اسلامی" و "هنر اسلامی ۲" نقل گردید.(رجوع شود به آرشیو >اسلام) این بار درسومین مقاله از این سلسله، مقاله اي از یکی از بزرگترین شارحان جاویدان خرد و همچنين عاليترين پ‍ژوهندگان هنر اسلامی "تیتوس بورکهارت" به ارمغان آورده ایم.

شاید این مقاله برای کسانی که از نوع نگاه این دسته از محققان آشنایی ندارند چندان با ارزش ننماید. هر چند خوانندگان فرهيخته ما وقوف كافي برديدگاههاي سنت گرايي و جاويدان خرد دارند و  نياز چنداني به توضيحات نيست ليك دوستاني را كه آشنايي چنداني با اين مقولات ندارند  به پايگاه جاويدان خرد ارجاع می دهم. در آینده نیز سعی می گردد که با نقل مقالات و سخنان این پژوهندگان باب آشنایی بیشتر با آنان گشوده گردد. 

 

 

www.nafahat.ir

 عکس:م.ا.محب علی

روح هنراسلامی

نويسنده : تيتوس بوركهارت

مترجم : سيد حسين نصر

نقل از : www.javidankherad.com

گرچه وحدت خود يك حقيقت كاملاً عيني است، به نظر انسان يك مفهوم ذهني و انتزاعي جلوه مي‌كند. اين امر و نيز يكي كه از روحيه و طرز تفكر مردم سامي نژاد برمي‌خيزد علت انتزاعي بودن بودن هنر اسلامي است. اسلام مبتني بر توحيد است و وحدت را نمي‌توان با هيچ تصوير و نمودار ساخت و بيان كرد. لكن به كار بردن تصوير در هنر اسلامي بكلي منع نشده است. در هنري كه اختصاص به امور ديني ندارد مي‌توان از تصوير استفاده كرد به شرطي كه تصوير خداوند و يا صورت پيغمبر اسلام (ص) نباشد.

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

مثنوی معنوی1 (بشنو از نی چون حکایت می کند)

 

گفتیم حال که ما به حسب ظاهرـ که حکم بر آن باید راند!ـ از اصحاب عرفان و یا بهتر بگویم از اصحاب محققان و پژوهندگان طریقتیم نشاید که سخن کم گوییم ازاوتاد و اقطاب ـ که پیشوایانند مر سالکان راـ. در این مسیر فرض دیدیم بر خود سخن گفتن از مولوی و شاهکارش مثنوی را.

نیازی نیست چندان سخن گفت درمورد مولوی و مثنوی، چه طالبان معرفت این صدف و گوهر را می شناسند، هر چند اندکند افرادی که معرفتی کامل به ان داشته باشند که به قول خود مولوی "هو اصول اصول اصول الدین."

TinyPic image

بنا براین گذاردیم هر از چند صباحی(!) داستانی و ابیاتی از مثنوی ارمغان آوریم و آغاز را ازاغاز آوردیم. 

در صورت توان و توفیق حق تعالی در مواردی از شروح معتبر نیز نقل خواهد گشت.

به امید اینکه این عمل کوچک، طریقی بزرگ برروی سالکان حقیقت و طالبان معرفت بگشاید.

م.ا.محب علی    

بشنو از نى چون حكايت مى‏كند            از جدايى‏ها شكايت مى‏كند 

  ادامه مطلب...

ادامه نوشته

خداحافظ ای ماه خوب خدا ..

خداحافظ سحرهای دلهره    غروبهای اشتیاق

خداحافظ  ربنا

خداحافظ  سبحانک یا لا اله الا انت ...

 

تو می روی اما من همینجا می مانم !

پشت خاطره ی ربنا تواخذنا ان نسینا ....

تا فراموش کنم آن همه تپیدنهای قلبم !

آن همه زمزمه ..

تمام آن رازهای مگو  . . .

و ..

و تمام عشق ورزیهای بی مثل رمضانی که رفت !!

 

وقت خداحافظی دلها نرم می شود . . .

از همین حالا دعا می کنم که مرا فراموش نکنی ..

                                                           که فراموشت نکنم!!

خداحافظ  . . .     و سلام !

 

سلام می کنم  به آغوش دست گیریت که ماندنیست!

 و به مهربانیت که ته ندارد  . . .

شهادت امام علی (ع)_معقول بين محسوس

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها)) 

 

 شهادت مقتدی عارفان و سالکان امیر المومنان، امام علي (ع) را تسليت عرض مي كنم. گفتیم در اين ايام نقلي كنيم از كلام بزرگان در مدح امير المومنان. كتابي نه چندان قطور(۱۶۰) به دستم رسيد از عارف صمداني و عالم رباني، يگانه روزگار؛ حضرت آيت الله جوادي آملي ـحفظه الله ـ به نام "حيات عارفانه امام علي(ع)". پسنديده ديدم سخني چند از اين كتاب ارزشمند نقل كنيم ليك تمامي دوستان و بزرگواران را به مطالعه اين كتاب دعوت مي كنم از آنجا كتاب بر اصولي است كه بعضي بخش ها مقدمه اي بر ديگري است.  تعاريف و توضيحات كتاب هم بسيار مفيد است.

مدح بلند ابن سینا از امیر المومنان(ع)

ممکن است آگاهی از همتایی علی (ع) با قرآن مجید و همسانی آن حضرت با وحی سماوی، ابو علي ابن سينا (رحمه الله) حكيم نامور جهان اسلام را موفق كرده باشد كه درباره آن حضرت (ع) چنين بگويد:

(( اشرف بشر و اعّز انبيا و خاتم پيامبران(ص) به مركز دايره حكمت و فلك حقايق و خزانه عقول، امير المومنين علي (ع) فرمود:"يا علي اذا رأيت الناس مقّربون إلي خالقهمم بأنواع البّر تقّرب إليه بأنواع العقل تَسْبِقهم."

چنين خطابي در خور كس نيست مگر در بين چنان انسان بزرگي كه موقعيت او در بين مردم همانند معقول بين محسوس است. معناي حديث مزبور اين است كه مسابقه با ديگران در امور خير و سبقت بر آنان اين است كه اگر ديگران به كثرت عبادات می پردازند تو به تحصيل معقولات كوشا باش تا از آنان در درجه پيش بگيری و چون ادراك علي بن ابي طالب(ع) حقايق را به بصيرت عقل بود، محسوسات و معقولات نزد او مساوی بوده و برای همين جهت بود كه فرمود:"لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً.")) معراج نامه، ص ۹۴، با اندك تغيير.

آنچه از متن گفتار علوی و تحرير آن در سخنان كليني و ابن سينا(رحمه الله) استنباط مي شود اين است كه گذشته از تنظيرهاي قبلي اولاً، علي (ع) نسبت به ديگران همانند ليلة القدر است نسبت به ايام و ليالي ديگر. ثانياً، در بين جمهور مردم حسّ گرا همسان معقول بين محسوسات است. ثالثاً، در ميان حكيمان و متكلمان صاحب نظر و عقل گرا چونان مشهود بين مفاهيم و معقولات است. رابعاً، در بين اوليا و عرفای شاهد و صاحب بَصَر همتای غايب بين مشهودات است... 


منبع: حیات امام علی(ع)؛ آيت الله جوادی آملی؛ نشر اسراء؛ چاپ پنجم؛۱۳۸۶.

سلوک عارفان_اقسام روزه داران

 

 ((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها)) 


از کتب معتبر در شیوه سلوک الی الله و عرفان عملی در زمانه ما کتاب "المراقبات فی اعمال السنة" نوشته عارف كامل و سالك واصل ميرزا جواد ملكی تبريزی (قدس سره) است.

حضرت امام خمینی در نصیحتی می فرماید:" ... و از علمای معاصر کتب شیخ جلیل القدر عارف بالله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی را مطالعه کن."

احتیاجی به قلم فرسایی در مورد بزرگان عرفان و تصوف اسلامی درسالیان معاصر نیست و خواننده واقف است بر احوال امثال حضرات " سید علی قاضی"، " شاه آبادی"، "غروی اصفهانی" و دیگر بزرگان که همگی از اولیاءالله بوده و صاحب کرامات. و نیز دیگر بزرگانی كه در قيد حيات اند و خداوند عمرشان را طولانی گرداند كه مايه ثبات زمين و گردش آسمانند و چراغ هدايتند در غرب ضلالت.

نه در اختر حركت بود نه در قطب سكون

گر نبودی به زمين خاك نشينانی چند

گفتیم در ماه مبارک اندكی از "المراقبات" نقل كنيم كه مطالعه آن "ز ملک تا ملکوت حجاب برگیرد."

میزرا جواد آقا ملکی تبریزی در مراقبات ماه مبارک در بخشی اقسام روز داران را از نظر قصد و نیت ذکر کرده است، می فرماید:

((روزه همانگونه که بر پایه آنچه باید از آن پرهیز شود به سه گونه یاد شده تقسیم می شود، بر پايه قصد و نيت روزه داران نيز به گونه هایی بخش می شود:

۱. گروهی بی آنکه قصد و نیت صحیحی داشته باشندـ قصد و نیتی که محور صحت عمل آنان باشد و از بطلان آن جلوگیری کند ـ روزه می گیرند،  مثلاً برای ترس از مردم یا برای جلب منافع مادی و دنیایی، یا تنها از روی عادات رایج در میان مسلمانان، اينان روزه می گيرند تا از آزار مردم ایمن باشند و از منافعی که می توانند از مردم ببرند بی بهره نمانند.

۲.گروهی دیگر روزه می گیرند تا هم از آزار مردم ایمن مانند و هم از منافع آنان بی بهره نمانند و هم از عذاب دوزخ رها شوند و از نعمتهای بهشت بی بهره نمانند.

۳.گروهی دیگر نیز تنها به قصد ایمن ماندن از عذاب دوزخ و یا بهره مند شدن از نعمتهای بهشت و یا به هر دو قصد روزه می گیرند.

۴.گروهی نیز روزه می گیرند تا افزون بر ایمن ماندن از دوزخ و رسیدن به بهشت، رضایت و خشنودی خدای را نیز فراهم کنند و به او تقرب و نزدیکی حاصل نمایند.

۵. و بالاخره گروهی نیز جز قرب حق و رضای حق هیچ قصد و نیتی ندارند، روزه می گيرند تنها برای اينكه به خداوند نزدیک شوند و به مقام رضای او دست یابند.))

آیت الله ملکی تبریزی در مورد گونه ای دیگر از نیت نیز سخنانی از ديگران نقل فرموده اند و سپس آنان را نقد و تعدیل کرده اند، كه چون شامل بحثی دقیق و نه چندان مختصر است و نیاز به دقت دارد، شما را به متن كتاب ارجاع مي دهم.

*سلوك عارفان؛ ترجمه سيد محمد راستگو؛ نشر سايه؛ زمستان ۱۳۷۸. و نيز متن عربی "المراقبات" و ترجمه هايی ديگر چون" برنامه خودسازی" و... .


سوال: نیت و قصد شما از روزه داری چیست و فکر می کنید در کدام مرتبه قرار دارید؟

التماس دعا

با كريمان كارها دشوار نيست_ماه مبارک

 ((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها)) 

 


مي گويد:
بازآی هر آنچه هستی بازآی

گر کافر وگبر و بت پرستی بازآی

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآی



مي گويي:
تو مگو ما را بدان شه بار نیست

با كريمان كارها دشوار نيست



مي گويم:
گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر

آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم


اندک اندک شمیم نسایم عطربیزــ نفـحـات ــ می رسد ماه مبارك و شبهای قدر. غنيمت شمريد وآنها را دريابد.

التماس دعا