مي آيي

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

  

می‌دانم که می‌آیی
چه غم دارم ز تنهایی
می‌باری چو ابر بهار
می‌شویی از دل غبار
می‌تابی چون آفتاب
می‌ربایی از دیده خواب

می‌رسد با بانگ صبح از سوی او
آن نسیم جانفزای کوی او
گر دل من بی‌‌قراری می‌کند
او بهارست و بهاری می‌کند

                                                                                                   می‌دانم که می‌آیی
                                                                                                        چه غم دارم ز تنهایی
                                                                                                            شب هجران شود کوتاه
                                                                                                            رسد صبح امید از راه...

                                                                                                        شعر: امیرحسین سام

میلاد موعود مبارک!


*.موسیقی وب دو نوازی پیانو و سه تار کاری از سینا جهان آبادی و دوست گرامی امیرحسین سام است. لازم به ذکر است این قطعه با الهام از آهنگ "زرد و سرخ و ارغوانی کاری" از امیرحسین سام و به صورت بداهه نواخته شده است.

من این قطعه را نوعی موسیقی استعلایی می نام. " آنچه از آسمان آمده به آسمان بازمی گردد."

در صورت امکان نظر خودتان را در مورد این آهنگ بیان فرمایید.

بیشتر نک به : http://sam.malakut.org و http://www.amirsam.com

انتظار خبری نیست مرا!

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها)) 

 

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
 خوش خبر باشی، اما،‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا!
 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
 برو آنجا که تو را منتظرند
 قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید:
 که دروغی تو، دروغ!
 که فریبی تو، فریب!

 قاصدک  هان! ولی ... آخر ... ای وای...
 راستی آیا رفتی با باد؟
با توام ، آی! کجا رفتی؟ آی!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟
 در اجاقی طمع شعله نمی بندم، اندک شرری هست هنوز؟
 قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند

م.اميد (مهدی اخوان ثالث)



*. قرار نيست در اين وب مسائل شخصی بنگاريم اما به ياد عزيزی كه ديگر نيست برای دوستان...

مخاطبان دیگر هم هر گونه ای می خواهند تفسیر کنند.

*. بیشتر نگاه کنید به: "ضیافت الموت"

وحــــــــده لاالـــــه الاهــــــو

 

((هو))

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحــــــــده لاالـــــه الاهــــــو

 سخنی چند در باب ترجیع بند هاتف؛

بیت فوق خانۀ ترجیع شعری از هاتف اصفهانی است. این ترجیع بند که از زیباترین ترجیع بندهای شعر فارسی است. مضاین شعر نشان از تسلط بالای هاتف بر ادب فارسی، عرفان نظری و حتی ادیان دارد. یکی از مهمترین نکات شعر دیدگاه وحت وجودی آن است که پایه و اساس این ترجیع بند است. در سایه وحدت وجود نکته مهم دیگر " وحدت متعالی ادیان " است گه سنت گرایان عصر ما نیز تأکید بسیاری بر آن دارند. این گونه نگاه به ادیان رنگ خاصی به این شعر هاتف داده است  و آن را از مرز زمان خارج کرده است. نمونه ای برای متنهایی که در زمان نمی گنجد شعر حافظ است. یک سخن از بایزید بسطامی نیز هست که فرا زمانی است:

((به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده و چنانک که پای به برف فرو شود به عشق فرو می رفت.))

گویا این سخنان از حقیقتی یکسان خبر می دهند که فرازمانی است و در همه جا و همه زمانها یکسان است و آن حقیقت و جود و مطلق است. بازگردیم به شعر. از دیگر مورادی که باید به آن توجه کرد اطلاعات ادیانی هاتف است. او به خصوص در مورد زرتشتیان اصطلاحات را به گونه ای دقیق و زیبا به کار می برد. آری گویا آنچنان که استاد ویلفرد کنتول اسمیت استاد و رئیس مرکز تحقیق در ادیان جهان دانشگاه هاروارد اعتقاد داشتند؛(( اولین مطالعات تطبیقی ادیان را باید در بین مسلمانان ایران جست)) و در کنار افرادی چون ابوریحان بیرونی، عبدالکریم شهرستانی و ابوالقاسم میرفندرسکی؛  نام هاتف اصفهانی را نیز افزود.   

ترجیع بند هاتف را در ادامه مطلب بخوانید... 

ادامه نوشته

همراه شو عزیز!

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

همراه شو عزيز ، همراه شو عزيز ،
تنها نمان به درد ،
كين درد مشترك ،
هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود

دشوار زندگي ، هرگز براي ما
دشوار زندگي ، هرگز براي ما
بي رزم مشترك ، آسان نمي شود

تنها نمان به درد ،
همراه شو عزيز ، همراه شو ، همراه شو ، همراه شو عزيز ،
همرا ه شو عزيز ،

تنها نمان به درد ،
كين درد مشترك ، هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود .

شعر: برزين آذرمهر (شاید نام مستعار پرویز مشکاتیان باشد.)


همراه شو عزیز! تا تمدن با شکوه ایران اسلامی را دوباره بسازیم.

ایرانی که سراسر پر ابن سینا ها، فارابی ها، غزالی ها، ابوریحان ها، حافظ ها، سعدی ها و مولوی هایی دیگر است.

ادامه دارد...


ویلیام چیتیک؛ عارف مسلمان مسیحی

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

 

زبان شیرین و شوخ طبعی فوق العاده حضرت چیتیک(۱)_دامت افاضاته_ [نک: احمد مهدوی دامغانی؛ زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی پروفسور ویلیام چیتیک؛ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی] که در بزرگداشت ایشان با آن آشنا شدم، به همراه دانش و دیدگاههای ایشان در مورد عرفان و تصوف اسلامی، مرا بر آن داشت که مطلبی _هر چند منقول_ در مورد آن حضرت در وب فراهم آورم.

«ويليام چيتيك» در سال 1943 در شهر ميلفورد آمريكا به دنيا آمد. وی ليسانس خود را در رشته تاريخ اخذ كرد و در سال 1966 به ايران آمد و در رشته زبان و ادبيات فارسی در دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و در سال 1974 به اخذ درجه دكترا در اين رشته نائل شد.

چيتيك در زمينه تاريخ معنويت اسلامی تخصص دارد. وی نوشته‌های بسياری در زمينه صوفيان، مولانا جلال‌الدين رومی، ابن‌عربی و نيز مباحث مختلف در فلسفه اسلامی منتشر كرده است.

وی مدت 12 سال در ايران اقامت داشت و از استادانی چون «جلال‌الدين همايی»، «فروزانفر»، «سيد‌حسين نصر»، «ايزوتسو»، «هانری كربن» و «سيد‌جلال‌الدين آشتيانی» استفاده شايان كرد.

ادامه مطلب...

۱.جهت اطلاعات بیشتر در مورد پروفسور ویلیام چیتیک نک:ایکنا>ویلیام چیتیک 

                                              

ادامه نوشته

شیخ اشراق

“ In the name of God “

 

"Shahab al-Din Yahya as-Suhrawardi"

 

was born in 1155 in the town of Suhravard in North-West-Iran and was executed at Age of 36 or 38 in 1191 in Aleppo. He was an Iranian philosopher, a Sufi and the founder of the School of Illumination, one of the most important schools in Islamic philosophy.


 Offer to: Dr.Bahrainy

"شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی (شیخ اشراق)"

 

 

او در سال 1155 در شهر سهرورد(مترجم: در اصل سهراوگرد یا سرخاب کرت) در شمال غربی ایران(زنجان) زاده شد و در 36-38 سالگی در حلب اعدام شد. او یک فیلسوف ایرانی و یک صوفی بنیانگذار مکتب اشراق یکی از مهمترین مکتب های فلسفه اسلامی بود.

 

ادامه نوشته

در عاشقی پیچیده ام

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

این بار من به یک باره گی

در عاشقی پیچیده ام...

     منم آن نیاز مندی که به تو نیاز دارم     

  اگر از تو باز دارم به که چشم باز دارم

 تویی آفتاب و چشمم به جمال توست روشن

    غم چون تو نازنینی به هزار ناز دارم

     به جفا نمودن تو، ز وفات برنگردم 

    به وفا نمودن خود، ز جفات باز دارم

     گله کردم از تو گفتی که بساز چارۀ خویش

     منم آن که در غم الحق دل چاره ساز دارم

      غم دل چه باز گویم، که تو را ملال گیرد  

     کنم این حدیث کوته که غم دراز دارم
                                           (۱)                                      


۱.چشمۀ خورشید، گزیدۀ غزلیّات دیوان شمس، رضا قلی خان هدایت:

به هدایت چه زنی طعنه که صوفی گردید    همه را کاش خداوند هدایت می کرد

الانسان الکامل 1

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

·         درآمدی بر کتاب الانسان الکامل                                                               
                                                                                                                                             م.ا.محب علی

در بین کتب عرفان و تصوف چندین کتاب به نام انسان کامل یافت می شود. یکی از این کتب متعلق است به عزیز الدین نسفی[نسف=نخشب؟] از عرفای قرن 7.

در واقع الانسان الکامل نام مجموعه ای از رسائل نسفی است که به نام یکی از رسائل مشهور گردیده است. کتاب به زبان پارسی ساده و سلیس و روان نگاشته شده است بی هیچ تکلفی. برای درک ارزش متن بسیار زیبای نسفی نثر او را با کتب دیگر این قرن مثل جوامع التواریخ رشید الدین فضل الله و نیز  کتابهای دیگر قرن 7 مقایسه کنید.  متن در اوج زیبایی و سادگی است به طوری شاید نتوانید کلمه ای را بیابید که شخصی با سواد متوسط معنی آن را نداند. البته حساب مفاهیم اصطلاحات اهل عرفان و تصوف و نیز کلام و فلسفه جداست.

در مورد آراء و عقاید نسفی باید گفت که اندیشه های او از سعدالدین حموی تأثیر بسیاری پذیرفته است و در جای جای متن از او به بزرگی یاد می کند. البته خود نسفی از صاحب نظران و شیوخ و بزرگان است و آراء خاص خود را دارد، _که ارزش بسیاری دارند_ هر چند در مطالعات عرفان و تصوّف قدر او دانسته نشده است.

در ارتباط با مذهب نسفی عقاید مختلفی وجود دارد. عده ای او را حنفی می دانند[ که دلایل بسیاری برای نقض این ادعا وجود دارد.] عده ای از صاحب نظران او را شیعه می دانند. ماریژان موله در مقدمه ای که بر الانسان الکامل نوشته است نتیجه گیری می کند که  نسفی نمایندۀ یکی از نهضت های شیعی (اسماعیلیه یا اثناعشریه ) است.

برای آشنایی بیشتر با عقاید نسفی پارۀ کوتاهی از رسالۀ انسان کامل او را آورده ام.

 به امید خداوند منان در آینده باز هم  از نسفی و آراء و عقاید او خواهم نوشت.

·         در بیان انسان کامل [مقدمه، فصل دوم، 76-74]

بدان که انسان کامل آن است که در شریعت و طریقت و حقیقت تمام باشد، و اگر این عبارات را فهم نمی کنی به عبارتی دیگر بگویم. بدان که انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک و افعال نیک و اخلاق نیک و معارف.

چون انسان کامل را دانستی، اکنون بدان که این انسان کامل را اسامی بسیار است به اضافات و اعتبارات به اسامی مختلفه ذکر کرده اند، و جمله راست است. ای درویش! انسان کامل را شیخ و پیشوا و هادی و مهدی گویند و دانا و بالغ و کامل و مکمل گویند. و امام و خلیفه و قطب و صاحب زمان گویند و جام جهان نما و آیینۀ گیتی نمای و تریاق بزرگ و اکسیر اعظم گویند، عیسی گویند که مرده زنده می کند، و خضر گویند که آب حیات خورده است، و سلیمان گویند که زبان مرغان می داند. و...

ادامه نوشته

محمّد

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

nafahat.ir

"محمّد"

ماه فرو ماند از جمال محمد (ص)      سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست         در نظر قدر با كمال محمد (ص)

  وعده ديدار هر كسى به قيامت       ليلة الاسرى شب وصال محمد (ص)

آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى      آمده مجموع در ظلال محمد (ص)

عرصه گيتى مجال همت او نيست        روز قيامت نگر مجال محمد (ص)

و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس      ‏بو كه قبولش كند بلال محمد (ص)

همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد       تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص)

شمس و قمر در زمين حشر نتابد           نور نتابد مگر جمال محمد (ص)

  شايد اگر آفتاب و ماه نتابد            پيش دو ابروى چون هلال محمد (ص)

چشم مرا تا به خواب ديد جمالش         خواب نمى‏گيرد از خيال محمد (ص)

سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى   عشق محمد بس است و آل محمد(ص)


   

 ولادت پیامبر عشق و رحمت، حضرت محمّد(ص) و امام علم و معرفت، حضرت امام صادق(ع) را گرامی می داریم.
غزل فوق زیباترین غزلهای دینی و از برترین غزلهای ادب پارسی است. این غزل بهترین شاهد برای این است که چرا سعدی را افصح المتکلمین و سلطان سخن می خوانند. جمال و زیبایی غزل آتچنان مشهود و عیان است که احتیاجی به قلم فرسایی چندانی نمی بینم. هر بیت پر از تلمیحهای بسیار زیبایی است که  ما را به یاد آیات و روایات و حوادث فراوانی از تاریخ زندگانی پیامبر(ص) می اندازد.  به نظر نگارنده اگر سعدی-علیه رحمةـ هیچ توشه ای برای آخرت به جز این غزل نداشته باشد ـ که بسیار داردـ لایق بهشت برین و اعلی علیین است.

اللهم صل علی محمّد آل محمّد

عيد نوروز

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

 

nafahat.ir

  [ عکس:م.ا.محب علی]

عيد نوروز

 

باد نوروز وزيـــده است به كوه و صحرا      جامه عيـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست       نازم آن مطـــرب مجلـــس كـــه بود قبله نما

صوفى و عارف ازين باديه دور افتـادند       جــام مى گير ز مطــرب، كه رَوى سوى صفا

همه در عيد به صحرا و گلستان بروند       من ســرمست ز ميخـــانه كنـــم رو به خدا

عيد نوروز مبارك به غنــــى و درويش       يــــــار دلـــــدار؛ ز بتخـــانــــه درى را بـــگشا

گر مرا ره به در پير خــــــرابات دهى          بــه سر  و جان به سويش راه نوردم نه به پا

  سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم   

 تـا بـــه دلـــدار رسيدم نـــكنم بـــــاز خــطا

  حضرت امام خمینی(ره)  

آتش در نیستان

 
((هو))

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

"علیه توکلتُ و الیه اُنیب

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

 

nafahat.ir

 

آتش در نیستان 
 

یک شب آتش در نیستانی فتاد               سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد


 

شعله تا مشغول کار خویش شد             هر نی ای شمع مزار خویش شد


 

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست        مر تو را زین سوختن مطلوب چیست


 

گفت آتش بی سبب نفروختم                 دعوی بی معنیت را سوختم


 

زان که می گفتی نی ام با صد نمود         همچنان در بند خود بودی که بود


 

با چنین دعوی چرا ای کم عیار             برگ خود می ساختی هر نو بهار


 

مرد را دردی اگر باشد خوش است         درد بی دردی علاجش آتش است

 

مجذوب تبریزی (مجذوب علیشاه)


یه امید خداوند شرح این مثنوی در آینده به قلم نگارنده نگاشته خواهد شد.

سالار لم یزلی

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

 

nafahat.ir

 

در ظل بو الحسنم، هشتم امام همام(ع)

حبل المتین درش، ملجای معتصمان

همنام و نسل علی(ع)، آن برتر ازلی

سالار لم یزلی، زو محترم حرمان

مهدی اخوان ثالث (م.امید)

عشق و عقل

((هو))

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

"علیه توکلتُ و الیه اُنیب"

یکسال گذشت!

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

(( خدای را در ایام عمرتان نفحات و نسایم بیزی است که از کانون رحمتش می وزد؛ آگاه باشید و خویش را در معرض وزش آن نسیم ها قرار دهید.)) (نفحات الهیه٬ صدرالدین قونوی٬ ترجمۀ محمّد خواجوی٬ص۳)

 

یکسال گذشت. یکسال از آغاز وبلاگ دانشجویان ادیان و عرفان دانشگاه تهران-۸۵،نــفـحــات گذشت. یکسال پر فراز و نشیب گذشت.

این قافلۀ عمر عجب می گذرد....

 گهی تند رفتیم و گه آهسته اما همواره رو به تعالی. بحث کردیم و مزاح، اندوه خوردیم و شاد گشتیم.  هر چه بود بگذشت، حال باید با شور و شوقی بیشتر و نگاهی به آینده بنویسیم و بنگاریم و ....

حال می نگاریم. از عشق و از عقل، از فلسفه و عرفان، از دین و ایمان، از اهل بیت و اسلام، از هنر و خرد جاویدان، از جان و جانان، از ماهور و اصفهان،  از ملکوت و ملکوتیان، از عرش و عرشیان و ...

 عشق و عقل

                                                                                                            م.ا.محب علی

 شیخ اکبر، محیی الدین ابن عربی، عارف نامدار جهان اسلام و پر کارترین مؤلفان مسلمان است. پس از ابن عربی عرفان یه شکل نظری و علمی شکل یافت و در زمرۀ علوم اسلامی قرار گرفت.

در عالم اسلام بعد از قرن ۷، کمتر کسی را می توان یافت که به نحوی از شیخ اکبر تأثیر نپذیرفته باشد. از حافظ تا امام روح الله خمینی، هر دانشمند و عارف و عالم و شاعری در عرصۀ جهان پهناور اسلام به نوعی یا شارح یا ادامه دهندۀ مسیر و یا حداقل متأثر از او بوده است.

در وصف محیی الدین سخن عارف ربانی، شیخ سعد الدین حموی بسیار رساست، که فرمود:(( بحرٌ مواجٌ لا نهایة له)). [نک. نفحات الانس جامی ذیل شرح حال سهرودی]

 قلم نویسنده حقیر توان سخن گفتن از شیخ را ندارد. نیکو و پسندیده است حکایتی جالب و خواندنی را به قلم استاد مسلم و محقق بلند مرتبۀ فلسفه و حکمت مرحوم شرف الدین خراسانی ملقب به شرف را از اثر جاویدان دایرة المعارف بزرگ اسلامی نقل کنم.

به نظر نویسنده این حکایت از مهم ترین اتفاقات تاریخ علم و چه بسا تاریخ آفرینش است. تقابل دو چهره مهم جهان اسلام و سرزمین عالم پرور  آندلس [ به نظر حقیر آندلس به نسبت جمعیت و زمانی که اسلام در آن بود بسیار عالم پرور بوده است برای مثال دو دانشمند اخیر و قاضی ساعد آندلسی و بسیاری دیگر را می توان نام برد.]  یکی ابن رشد نمایندۀ عقل گرایی ناب و فلسفۀ مشائی و دیگر ابن عربی مظهر عرفان و شهود و کشف و فتوح. یک عمر تلاش و کوشش ابن رشد در گرو پاسخ جوانی است. آیا ابن رشد همۀ عمر کژ راهه می رفته است؟  البته ذکر این نکته ضروری است که عقل و عرفان متضاد نیستند و عرفان در  درجۀ بالاتری قرار دارد [برای مثال نک: حدیقة الحقیق سنایی].

شما را به خواندن این داستان دعوت می کنم.


 "ابن عربی"   

                                                                                                      شرف الدین خراسانی(شرف)

خود ابن‌ عربى‌، در مرحلة ديگري‌ از زندگانيش‌، صحنة ديدار خود را با فيلسوف‌ ارسطو گراي‌ بزرگ‌، ابن‌ رشد تصوير مى‌كند كه‌ بر آنچه‌ گفته‌ شد، گواه‌ است‌.

ادامه نوشته

باران خلاف نیست !

 

این دل ...

 

ادامه نوشته

ایران ای سرای امید

((بسم الله الرحمن الرحیم))

 

ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید



اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادی افزون است
سپیدۀ ما گلگون است ِ وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد

راه ما راه حق راه بهروزی است
اتحاد اتحاد رمز پیروزی است
صلح و آزادی جاودانه در همه جهان خوش باد یادگار خون عاشقان،
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

شعر: هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)